چرا از سعید محمد میترسند؟
سعید محمد فرمانده قرارگاه سازندگی خاتمالنبیاء که اینروزها نام او را در سپهر سیاسی ایران بیشتر از قبل میشنویم ، یکی از مهرههای جدی برای حضور در انتخابات خرداد ۱۴۰۰ است . محمد ۵۲ ساله ، حدود ۳۳ سال در بخش سازندگی و مهندسی سپاه مشغول خدمت بوده است. وی مدت زیادی از این سالهای خدمت را در کادرهای بالای مدیریتی قرارگاه سازندگی مشغول بوده.
سعید محمد پس از بدست گرفتن سکان مدیریتی قرارگاه خاتم تحولات چشمگیری را در ساختار قرارگاه ایجاد کرد. از جمله این تحولات میتوان به تبدیل قربهای عملیاتی مختلف به هلدینگهای تخصصی قرارگاه اشاره کرد. کاری که باعث تخصصیتر شدن و تجمیع امکانات در رستههای مخصوص و بالارفتن راندمان کاری قرارگاه
گردید.
ازدیگر اقدامات محمد میتوان به بازنشسته کردن بیش از ۸۰۰ نیروی مدیریتی مسن قرارگاه و جایگزینی آنان با ۵۰۰ جوان نخبه دانشگاهی اشاره کرد ، اقدامی که باعث جریان گرفتن خون تازه و شور جوانی همراه با دانش روز در هلدینگها شده است. ناگفته نماند از افراد بازنشسته ۷۰ نفر به عنوان مشاور هنوز با قرارگاه در حال همکاری هستند تا تجربه به نیروی جوانی ضریب دوچندان بدهد.
از اقدامات عاجل دیگر هنگام ورود سعید_محمد به قرارگاه اهتمام ویژه به تکمیل فاز سوم پالایشگاه خلیج فارس و بیاثر کردن تحریم بنزین میتوان نام برد که با تکمیل این ابر پروژه بزرگ دوماه زودتر از موعد مقرر ، کشور نه تنها از واردات بنزین بینیاز گردید بلکه به صادر کننده بنزین نیز تبدیل گشت.دکتر سعید_محمد اعتقاد راسخی به تکمیل زنجیره ارزش در صنعت دارد ، از همین رو با تمام توان وارد بخش تولید فولاد گردید و صنعت فولاد بناب به عنوان نمونه با تکنولوژی کاملا بومی به چرخه تولیدی کشور بازگشت و باعث اشتغالزایی و همچنین گذاشته شدن سنگ بنای بزرگ تولید کامل چرخه فولاد در کشور بدون نیاز به واردکردن تکنولوژی آن از خارج از کشور گردید
یکی از دلایلی که میتوان سعید محمد را مدیری موفق در عرصه ارتباط صنعت و علم دانست ، انعقاد قرارداد همکاری با ۵۰۰ شرکت دانش بنیان است که اینگونه پای علوم و فنون روز به ابرپروژههای قرارگاه باز و بسیاری از نیازهای استراتژیک کشور توسط همین شرکتها طراحی و تولید میگردد. دیدگاه استراتژیک سعید محمد فقط در همین چند مورد خلاصه نمیشود (از گفتن برخی موارد به دلیل ملاحظات امنیتی معذورم) ، او به این درک رسیده که مسیر حمل و نقل کالا و خدمات امروزه برای کشور چه اهمیت ویژهای دارد ، در حالیکه رقبای تجاری ایران سعی در دور زدن مسیرهای در تراز بالای تجاری ایران هستند و هرچند با نمایشهای ساختگی سعی در القای این نکته دارند که دیگر نمیتوان به ایران به چشم پلی از شرق به غرب نگریست ، این محمد بود که با احیای راهآهن خواف-هرات به راه ابریشم جان تازهای بخشید و راهآهن ایران به افغانستان وصل گردید و از سویی دیگر با طراحی کشتیهای اقیانوسپیما نظیر افراماکس توانست طراحی حل مشکل حمل محصولات پالایشی و بنزین و... را برای دولت حل کند
رئیس جمهور یا نوکر مردم
قیافه اش به رئیس جمهور نمی خورد ؛سعید محمد را می گویم همان که جز ۸۰نفر جهانی داری درجه A در مدیریت پروژه هست .او که الان فرمانده جوان انقلابی مستقر در ساختمان جهادی سپاه پاسداران و سکان بازوی سازندگی و اقتصادی دولت و نظام جمهوری اسلامی را در سخت ترین شرایط اقتصادی به عهده دارد .قرارگاه تحت فرمانش نفر به نفر و شرکت به شرکت و به اسم در لیست تحریم و تهدیدهای بین المللی قرار دارد .او که در همین شرایط تحریم و به قول بعضی ها محاصره اقتصادی و ارتباطی هولدینگ بین المللی و برون مرزی راه انداخته است تا در جواب خودباختگانی که معتقدند ایرانی ها فقط آش بزپاش بلدند،دانش مهندسی و مدیریت ایرانی را صادر نماید و برای اولین بار دیپلماسی فنی و مهندسی و اقتصادی را پایه گذاری نماید.
سعید محمد را می گویم که بعد از زمزمه های حضورش در ۱۴۰۰ و شروع پروژه نظامی هراسی ؛یکباره لباس سبز پاسداری با درجه سرداری که نشانی برای سردادن در راه دین هست را بر قامت کشید تا با تلفیق تخصص علمی و تعهدپاسداری ،صادقانه بگوید آری من پاسدارم .سعید محمد را می گویم که در اوج تحریم و راکد بودن پروژه های دولت و طلبکاری چند میلیارد دلاری از دولت ،هیچ پروژه ای را تعطیل نکرده و بلکه به طور میانگین هرهفته یک پروژه ملی افتتاح می کند ،هرچند در برخی از این پروژه ها اسمی از قرارگاه نمیاد و البته برایش ساختن ایران مهم تر از نام بردن هست .سعید محمد را می گویم که رقبای سیاسی چپ و راست و تحلیل گران سازمان یافته مامور،چیزی برای تخریبش ندارند ،لذا نادانسته می گویند ایشون یک پیمانکار بزرگ است مگر کشور پیمانکار می خواهد

می گویند ایشون یک مجری خوب هست ،مگر کشور به مجری نیاز دارد ؟
والنهایه می گویند اصلا قیافه اش به رئیس جمهوری نمی خورد؟
البته کسی و کسانی که یک روز نه کارگری کردند و کارگر و کارکردن را درک نکرده اند ،طبیعی است که به همین راحتی به جریان بزرگ و تاثیر گذار پیمانکاران کشور توهین کنند و قشر شریف و زحمت کش کارگر را تحقیر نمایند. ما قشر زحمت کش جامعه را جهادگر می خوانیم و پیمانکاری را سازندگی می دانیماتوکشیده ها، یقه سفیدها ، گردن کلفت های سیاسی و آقازاده های لاکچری از ریاست جمهوری بیشتر به دنبال همان ریاست بر جمهور هستند نه خادم جمهور.
-ابزار اتو کشیده ها تریبون گردانی ،گفتار درمانی و گفتمان بازی هست.
-مگر نه این هست که رئیس جمهور باید کشور را بسازد؟
-مگر نه این هست که ساختن مجری می خواهد ؟
-مگر نه این هست که سازنده مجری باید الفبای ساختن(دانش لازم ) و سازندگی (شما بگید کارگری و پیمانکاری) را درک کرده باشد و بداند؟
آری قرارگاه خاتم الانبیاء را ما پیمانکار نمی دانیم بلکه ساختمان جهادسازندگی است و فرماندهانش جهادگران بزرگ اندمی گویند دانش سیاسی لازمه ریاست جمهوری است این هم درست است البته به شرطی که سیاست عین دیانت باشد نه سیاست ابزار قدرت باشد سیاست موقعی عین دیانت هست که وقتی می خواهی رئیس جمهور بشوی معتقد باشی که باید نوکر جمهور بشوید.
نوکری مردم با گفتار درمانی و سیر و سفر محقق نمی شود باید الفبای ساختن را بدانی چرا که ;اگر ندانی همین می شود که هست و در سازندگی هم فقط برج تولید می کنیم و فقر ،چون قیافه ها به رئیس جمهور می خورد نه نوکری مردم ،چون از سیاست فقط قدرت و گفتارش را تخصص داشتند و ... اگر تخصص می داشتند سازندگی فقر تولید نمی کرد .مگر به شهید رجایی نمی گفتند این قیافه اش به رئیس جمهوری نمی خورد و ... آری خادم ها و جهادی ها قیافه هاشان به گردن کلفتی و ریاست بر مردم نمی خورد بلکه قیافه شان به نوکری مردم می خورد