من ايمان دارم كه حضورم در زندگی کنونی اتفاقي نيست،،ايمان دارم كه روزي،،جائي فكر مثبتي داشته ام وثمره اش در حال حاضر حضورم در اين مكان مقدس است،،،اگر اينجا هستم لايق بوده ام،،بودن در اين مجموعه لياقت ميخواهد،،،
وقتی ما حرف می زنیم، خدا سکوت می کند
وقتی ما سکوت می کنیم، خدا حرف می زند
و ما می خواهیم به یاری خدا سکوت را بیاموزیم
تا بتوانیم مروارید های درون خویش را صید کنیم
سخنی با شما قبل از آغاز به خواندن این مطالب.
قبل از هر حرفی باید بهت تبریک بگم چون شرکت کردن در این دوره لیاقت می خواد که نصیب هر کسی نمی شه و تا آخر ماندن و باهاش بودن شعور و درک می خواد که اون را حتماً شما دارید.
اما یک شب که از فرط تنهایی و درد از دنیا و آدم هاش به آخر رسیده بودم، مثل همیشه به گوشۀ تنهایی اتاقم رفتم و به همدم این لحظاتم لب تابم پناه بردم.
از جایی که احساس فریب درونم را آزار می داد از خدا خواستم هدایتم کنه چون مدت ها بود که یادش فراتر از حد تصور کوچکم آرامش نصیبم می کرد (در روزهایی که در زیر بیشترین فشار بودم بخاطر افکام که هنوز برایم محترم و عزیز بود و همین یک انگیزه برای ازدیاد فشار آنها بود از این روزها لذت می بردم چرا که اعتقاد داشتم، روزهای سخت بهایی است که باید برای موفقیت پرداخت، ولی تحمل رنج اطرافیانم برام سخت شده بود).
آن شب تاریک ترین لحظات قبل از سپیدۀ من بود چرا که خدا حجاب را از جلوی چشم هام برداشت و من ...
یکی از بهتر ین جملات کتاب حکایت دولت و فرزانگی این پارگراف هست که یک دنیا معنا به همراه خود دارد
زندگي بسته به چهار چوب ذهني ات بر روي زمين مي تواند
باغ گل سرخي
يا جهنمي باشد
اغلب به گل سرخ بينديش و مسائل خود را در دل گل سرخ گم كن.
و به خاطر داشته باش كه لازم نيست بار مسائلت رابر شانه حمل كني
مارك فيشر (حكايت دولت وفرزانگي)
DO IT NOW !!!
همين حالا دست
به كار شو
هميشه خيلي زود دير مي شه پس همين حالا دست به كار شو
براي رسيدن به اهداف بهترين زمان همين حالاست
چه انگيزه اي بهتر از اينكه امروز اولين روز از باقي عمر توست
پس پاشو،،،دست به كار شو و از كاتالوگ كائنات هرچه انتظار داري انتخاب كن،،
زمان از آن توست،،دنيا از آن توست
باز ايست و بدان كه تو خداي زندگي خويشي
نویسنده مهرداد
تشكر از خدا
اگر از شرایط زندگی خود راضی نیستید
و یا اگر فکر می کنید همه چیز بر وفق مراد شما نیست
بهتر است نگاهی به متن زیر بیندازید
به نکتههاى زير توجه کنيد:
تمرین شماره ۱:
کتابی را انتخاب کنید، یک صفحه از آن را در نظر گرفته و تعداد کلمات موجود در هر پاراگراف را بشمارید.
یک بار دیگر این کار را تکرار کنید تا مطمئن شوید که شمارش را درست انجام داده اید.
در ابتدای کار با یک پاراگراف شروع کنید و هنگامی که این تمرین برای شما آسان تر شد، تمام کلمات یک صفحه را بشمارید.
شمارش را به طور ذهنی و با حرکات چشم هایتان انجام دهید.
تمرین شماره ۲:
در ذهن خود از یک تا صد را بر عکس بشمارید.
گویند حضرت آدم نشسته بود، ۶ نفر آمدند، سه نفر طرف راستش نشستند و سه نفر طرف چپ.
به یکی از سمت راستیها گفت: «تو کیستی؟»
گفت: «عقل.»
پرسید: «جای تو کجاست؟»
گفت: «مغز.»
از دومی پرسید: «تو کیستی؟»
گفت: «مهر.»
پرسید: «جای تو کجاست؟»
گفت: «دل.»
از سومی پرسید: «تو کیستی؟»
