سلام به همه همراهان همیشگی و سالکان راه توانگری. قبل از شروع این جلسه از وقفه ای که بین جلسه قبل و این جلسه ایجاد شد پوزش می خوام خیلی شلوغ بودم یکی به دلیل اسال اظهار نامه مالیاتی وقت سر خاراندن نداشتم و یکی هم انتخابات ریاست جمهوری بود که به عنوان یک ایرانی و یک بلاگر باید سهم خودم رو ادا می کردم به امید فردایی بهتر امروزمون را به بهترین نحو خواهیم گذراند به صورتی که اگه حضرت عزائیل همین الان بیاد بگه بریم؟ دست در دستش بزاریم و بگیم یا علی برو بریم. نه اینکه وای فلان کار رو نکردم و یک دقیقه وقت بهم بده و .....
خوب بریم سراغ نوزدهمین جلسه از آموزش های زندگی با تفکر مثبت با ما همراه باشید:
سیستم آرزوها چهارم
با آرزوي برآورده شدن آرزوهاي خوب همه تون در جهت خير و صلاح همگان. مي ريم سراغ ادامه مبحث سیستم آرزوها
قانون 17 آرزوها
جادوي كلام را فراموش نكن. بعد از آرزو كردن بايد از يه سري وردهاي جادوگري براي برآورده شدن آرزوها استفاده كرد. جملاتي مثل من هر چي كه مي خوام، از راه هاي عالي، فوري بهش مي رسم. خدا هميشه دعاهاي من رو به بهترين شكل ممكن اجابت مي كنه و ... از نمونه هاي اين ورد ها هستند.
ما با كلاممون براي خودمون دو جور قانون، وضع مي كنيم:
1 _ قانون شكست
2 _ قانون موفقيت
كسي كه جادوي كلام رو مي شناسه، بسيار مواظبه كه با كلامي كه بر زبان مي ياره، براي خودش قوانين شكست وضع نكنه. من اين مبحث رو در درس هاي پيش مفصلاً توضيح دادم كه بچه غول بيشعور چه طوري كلام ما رو برامون مي سازه بدون اينكه به خير يا شر بودن اون فكر كنه. حالا فقط مي خوام يه بار ديگه بگم لطفاً مراقب كلامتون باشيد. چون طبق اصول قبلی داشتیم که :
از سخنان خود عادل شمرده خواهي شد
و از سخن هاي تو بر تو حكم رانده خواهد شد.
مراقب باشيد امثال اين جملات رو كه من كه هر چي بخوام، خدا بهم نمي ده. اي بابا ما كه از اين شانس ها نداريم، اووه، حالا كو تا من به اين آرزوها برسم، رو براي هميشه از فهرست جملاتتون حذف كنيد.
قانون 18
كندن گودال براي آمدن باران.
(يعني داشتن ايمان فعال) در كتاب مقدس، حكايت سه پادشاه كه بدون ذره اي آب براي افراد و اسب هايشان مانده بودند، ذكر شده است. مدت ها بود باران نيومده بود و اثري از هيچ ابري در كار نبود.
آنها با الياس نبي مشورت كردند و او اين پيام حيرت انگيز را به آنها داد كه: خداوند مي فرمايد آنگاه كه اثري از باد و باران نمي بينيد، اين دره را از گودال ها پر كنيد. اونها به حرف الياس نبي براي آمدن باران، ايمان واقعي داشتند، و براي همين، براي جمع شدن آب باران، مشغول كندن گودال شدند و دقايقي بعد، گودال هاي اون ها با آب باران پر شد
كندن گودال ها يعني انسان درست لحظه اي كه كوچك ترين نشانه اي از آنچه طلبيده، نمي بيند، بايد براي دريافت آن تدارك ببيند. شايد اين رو شنيده باشيد كه مي گند " از بين اون كساني كه براي آمدن باران به بيابان مي روند و دعا مي كنند فقط اون هايي كه با خودشون چتر بردند، به اثر دعا و آمدن باران، ايمان دارند. آوردن چتر، علامت "ايمان فعال" آنها ست.
اين جمله رو به خاطر بسپريد:
انسان تنها آن چيزي رامي تواند به دست آورد
كه خود را در حال ستاندنش ببيند
ايمان فعال:
فقط اينكه ما بگيم دعا كرديم تا آرزومون رو به دست بياريم و به سيستم آرزوها ايمان داريم، كافي نيست. ما بايد باور داشته باشيم كه اگه چيزي رو مي خوايم، كائنات موظفند اون رو در اختيار ما قرار بدهند. اما ما بايد اين باور رو به صورت يه كار عملي به منصة ظهور برسونيم. به انجام كاري كه علامت ايمان و باور واقعي ما به انجام شدن يه آرزوئه، مي گند: "داشتن ايمان فعال" .
هيچ آرزويي بدون داشتن ايمان فعال برآورده نمي شه. ( يعني اگه بگيم به اومدن بارون ايمان داريم اما چتر با خودمون نبريم، يعني ته قلبمون ايمان و باور نداريم كه بارون مي ياد. و اين يعني كه ايمان فعال نداريم.)
فراموش نكنيد هر آرزو مثل يك آتشفشان خاموشه. اگه بخوايم يه آتشفشان واقعي ببينيم، بايد آتشفشان خاموش رو به آتشفشان فعال تبديل كنيم.
قانون 19
ذهن استدلالي را زنداني كنيد.
وقتي الياس نبي به اون سه پادشاه گفت كه اگه بارون مي خوايد اول گودالتون رو بكنيد، اون ها چي فكر كردند؟ مجسم كنيد توي شرايط آب و هوايي خشك و داغ كه ماه ها بارون نيومده، در حالي كه هزاران نفر از افراد و زير دستان دارن از تشنگي هلاك مي شند و توانايي كار كردن هم ندارند، سه پادشاه شروع به كندن گودال كردند و به همه هم گفتند گودال بكنيد تا بارون بياد.
حتماً خيلي از اون ها توي دلشون گفتند: بارون از كجا؟ حتي يه ابر هم توي آسمون نيست!. اما به اون فكر اهميتي ندادند. به نبود ابر ها فكر نكردند و گفتند: گودال مي كنيم تا آب باروني كه قراره بياد، توي اون ذخيره بشه.
هر وقت كه ما مي خوايم گودالي بكنيم، اون قسمت از ذهن ما كه مدام دنبال دلايل منطقي و استدلال مي گرده، شروع مي كنه به آية ياس خوندن. از كجا معلوم كه بشه؟ معلومه كه نمي شه. اگه مي خواست بشه، تا حالا شده بود و .... "به اين قسمت از وجود ما مي گند: "ذهن استدلالي"
حتماً موقع انجام قوانين سيستم آرزوها، ذهن استدلاليتون رو زنداني كنيد و تحت هيچ شرايطي به حرفش گوش نديد.
نكتة مهم
گاهي اطرافيان ما مثل ذهن استدلالي عمل مي كنند. يعني مدام دليل مييارند كه چرا امكان نداره ما به آرزومون برسبم. لطفاً تحت تاثير اون ها قرار نگيريد.
مثال
از كتاب چهار اثرفلورانس اسكاول شين:
يه زني كه صاحب خانه اش جوابش كرده بود در سالي كه مردم در نيويورك دچار مشكل تامين مسكن بودند، دعا مي كرد كه بتونه با پول اندكش خونة مورد نيازش رو پيدا بكنه. اون آرزوي به دست آوردن خونه اي رو داشت كه آدم هاي زيادي، براي به دست آوردن اون با هم رقابت مي كردند.
اون مدت ها بود كه دوست داشت اگه به خونة جديد مي ره، پتوهاش رو عوض كنه و پتوهاي نو بخره. اما ذهن استدلاليش مدام بهش مي گفت كه پتوها رو نخر. اول بگذار خونه رو به دست بياري، بعداً. شايد نتوني خونه رو بگيري و اين پتوها روي دستت بمونه"
اون تصميم گرفت كه از قوانين ذهني براي رسيدن به آرزوش استفاده كنه، واسة همين به خودش نهيب زد كه من با خريدن اين پتوها، گودالهام رو حفر مي كنم. چون تا وقتي پتوها رو نخرم، يعني ته دلم ايمان ندارم كه خونه اي رو كه مي خوام پيدا مي كنم. اون با خريد اون پتوها جوري رفتار كرد كه انگار پيشاپيش صاحب خونه جديد شده. پتوها نمايانگر ايمان فعال اون بودند. بعد از خريد پتوها از بين دويست متقاضي به گونه اي معجزه آسا، خونه به اون داده شد.
نكته مهم
ما به اندازه باورمون دريافت مي كنيم. باور من اين بود كه يه كيسه ابر خورده اينقدر مهم نيست كه من براي به دست آوردنش اذيت بشم. براي همين هم راحت به دست آوردمش. استادم مي گفت اگه كسي باور واقعي داشته باشه كه يه كيسه پول با پاي خودش مي ياد اين اتفاق مي افته. هيچ چيز آرزوهاي ما رو محدود نمي كنه به جز باور هامون. ( فراموش نكنيد اين به معني هيچ كاري نكردن و منتظر رسيدن پول از غيب بودن نيست. داشتن ايمان فعال يعني همان "از تو حركت از خدا بركت)
نكته مهم
اگه دنبال موفقيت باشيد اما خودتون رو براي شكست آماده كنيد، دچار همون وضعي ميشيد كه براي اون تدارك ديديد. مثلاً كسي كه مي گه: من منتظرم پولي به دست بيارم تا قرض هام رو بدم و اگه اين جوري بشه يه پولي هم به فلان فقير كمك مي كنم. اما مدام نقشه مي كشه كه اگه نتونه قرض هاش رو بده، چه بلايي سرش مي ياد. اون در واقع داره براي شكست تدارك مي بينه، اما اگه اين آدم، خودش رو در حال پرداخت ديونش ببينه يعني پيشاپيش وانمود كنه كه چيزي رو كه مي خواد دريافت كرده و مثلاً زودتر اون كمكي رو كه مي خواد به اون آدم فقيربكنه، يعني ايمان خاموشش رو به ايمان فعال تبديل كرده و براي اومدن بارون گودال كنده.
تمرين
جلوي آرزوتون توي دفتر مراقبه بنويسيد كه اگه اون رو به دست بياريد، چه كارهايي مي كنيد. حالا بايد تصور كنيد كه اون رو پيشاپيش ستانده ايد. پس اون كارها رو انجام بديد. ببينيد چه كارهايي مي تونيد انجام بديد كه ايمان خاموش درباره آرزوتون رو به ايمان فعال تبديل بكنيد.
حتماً به راه هايي كه مي تونيد به وسيلة اون ايمان خاموش در بارة يك آرزو رو به ايمان فعال تبديل كنيد، فكر كنيد. چون اين راه براي هر آرزويي فرق مي كنه و خودتون بايد راهش رو پيدا بكنيد.
کارگاه آموزش زندگی با تفکر مثبت جلسه هجدهم
کارگاه آموزش زندگی با تفکر مثبت جلسه بیستم
خدايا، به نام نامي تو، گذشته را به دور مي اندازم و در اكنون شگفت انگيز زندگي مي كنم
آنجا كه هر روز، شادماني هايي شگفت انگيز و دور از انتظار در بر دارد
********************
