کارگاه آموزش زندگی با تفکر مثبت 31
پیام های بدن و شفای تن قسمت اول
این مطلب در راستای کارگاه آموزش زندگی با تفکر مثبت هست ولی به دلیل اهمیت مطلب و نقش اون در حال و روز این روزهای مردم کشور عزیزمون ایران و چهره های گرفته و غمناکی که هر روز با اون مواجه می شویم لازم دیدم زودتر به اون بپردازم چون من راجع به خودم و خیلی اطرافیانم این موضوع را صادق دیدم و شما هم با رسیدن به دلایل بیماری ها خواهید دید که چقدر این مطلب می تونه به درمان بیماری های شما کمک کنه و با اون می تونید مسائل روزانه خود و اطرافیانتون رو برطرف کنید.
یکی از قوانین توانگری (که در ادامه کارگاه تفکر مثبت به اون می رسیم ) دوست داشتن خود هست که مي گه:
با محبت به پيام هاي تن خود گوش كنید.
هر به اصطلاح بيماري را خود ما در بدن مون مي آفرينيم اون هم توسط يك سري انديشه ها ( كه مي تونه ناشي از همون صفاتي باشه كه در نيمۀ تاريكمون پنهان كرديم.) پس ما از روي بيماريهاي بدنمون، مي تونيم به انديشه هاي پنهاني درونمون پي ببريم. ( و قاعدتا از روي اين انديشه ها به صفات نيمه تاريكمون)
دوستانی که مایل هستند راجع به مبحث نیمه تاریک بیشتر بدونند می تونند از لینک زیر پیگیری کنند
کارگاه آموزش زندگی با تفکر مثبت جلسه یازدهم
ما بعد ها با هم درباره علم لگزيگرام مي خونيم. اين علمِ خيلي جالب، به ما ياد مي ده كه حروف تشكيل دهنده يك كلمه، در ويژگي هاي اون كلمه تاثير داره ( يعني حتي اينكه اسم ما چي باشه، درتعيين شرايط ما نقش مهمي داره و به همين دليله كه كلمات خلق مي كنند،كه این یه بحث مفصل هست...) فعلا" فقط مي خوام اين رو بگم كه حتي علم لگزيگرام هم اين رو تائيد مي كنه كلمه بيماري از دو قسمت تشكيل شده : "بيم " "آري " كه طبق لگزيگرام به اين مفهومه كه هر بيمي در انسان توليد بيماري مي كنه. و هر بيم نتيجۀ وجود انديشه هايي در درون ماست. و ريشه اي ترين و بزرگترين بيم درانسان اينه: ترس از اين كه آنقدر كه لازمه، خوب نباشم. به همين دليله كه بهترين راه درمان هر بيماري انجام تمرينات دوست داشتن خود هست.
بدن ما با بيماري مي خواد به ما بگه: به من توجه كن انديشه اي در تو باعث ترس (بيم) من، شده
لوئيز هي در كتابي به نام شفاي زندگي و در كتاب ديگه اي به نام شفاي تن بسيار جامع و كامل اين رو بررسي كرده.اون مي گه اگه به خودمون فرصت بديم، مي بينيم كه تن هميشه با ما صحبت مي كنه شيوه هاي مدام تفكر و سخن گفتن، رفتارهاي تن و بيم آري (بيماري) رو توليد مي كنند. شخص اخمو اين چهره رو با انديشه هاي شاد نيافريده. چهره و بدن سالمندان، تفكر سراسر عمر اون ها رو نشون مي ده. من الگوهاي ذهني اي رو كه لوئيز هي با درمان هزاران بيمار سرطاني و ايدزي و بيمارهاي ديگه، به اون رسيده و امروزه هم در تمام موسسات هي در سراسر دنيا طبق اون افراد را مداوا مي كنند براتون مختصر مي نويسم.
نكتۀ مهم:
شايد تمام اين الگوهاي ذهني، صد درصد براي همه واقعيت نداشته باشه اما درمانگران به اين نتيجه رسيدند كه نود و پنج درصد در مورد همه همينطوره. در واقع مي خوام بهتون بگم كه به اين ليست به عنوان يه الگو نگاه كنيند. اما هيچكس بهتر از شخص شما نمي تونه تشخيص بده كه كدوم انديشه تون، در شما، توليد درد و بيماري كرده. بعدها تمرين مي كنيم كه اين رو با مراقبه هم كشف كنيم
نكته مهم:
اگه فقط به درمان فيزيكي با دارو بپردازيم، بعد از مدتي بيماري از جاي ديگه اي بروز مي كنه چون ما ريشه هارو خشك نكرديم. درعين حال اين دروس به معني استفاده نكردن ازدارو و دكتر نرفتن نيست.
نكته مهم:
اين الگوها راجع به بيماري هاي مادر زادي نيست.
و اما الگوها:
سر:
سر نمايانگر ماست. چيزي كه به جهان نشون مي ديم و معمولا" به وسيله اون شناخته مي شيم. اگر در ناحيه سر اشكالي وجود داره، به اين معناست كه احساس مي كنيم در وجود ما نقصي بزرگ هست.
مو:
نمايانگر نيروست. هر وقت در فشار و ترس باشيم، اغلب اون نوارهاي فولادي رو مي آفرينيم كه از عضلات شانه ها شروع مي شه و به فرق سر مي رسه و حتي به صورت حلقه هاي كبود دور چشم، خودش رو نشون مي ده. هر وقت در فرق سر، فشار جديد وجود داشته باشه، ممكنه اينقدر ريشه مو رو در تنگنا قرار بده، كه ديگه نتونه نفس بكشه و بميره و بريزه. ادامه اين قضيه به تاسي منجر مي شه.
گوش ها:
نمايانگر گنجايش شنيدن هستند. اگه گوش هاتون درد مي گيره علامت اينه كه چيزي در جريانه كه نمي خواهيد بشنويد. گوش درد نشونه خشم از شنيدن چيزي است. بچه ها معمولا زياد گوش درد مي گيرند چون كودك نمي تونه خشمش را از قوانين موجود در خونه نشون بده و ضعف كودك براي عوض كردن امور در گوش او درد مي آفرينه. كري نشانۀ اينه كه براي مدتي دراز، گوش دادن به كسي رو نپذيرفتيم . معمولا كساني كه نقص شنوايي دارند، همسرشون بي نهايت پر حرفه يا حرفهاش آزار دهنده است.
چشم ها:
نمايانگر گنجايش ديدن هستند. درد و تاري در چشم ها يعني نمي خواهيم چيزي را دربارۀ خود يا زندگي يا گذشته و حال و آينده ببينيم. كودكان خردسالي كه بي دليل يك دفعه دچار ضعف چشم مي شوند، به اين دليله كه در خانه شان چيزهايي مي گذره كه نمي خواهند ببينند و چون نمي تونند اين وضع رو عوض كنند بينايي خودشون رو ضعيف مي كنند تا مجبور نباشند اون شرايط را روشن ببينند.
لوئيز هي به عينكي ها مي گه آيا شما مي ترسيد گذشته يا آينده رو ببينيد؟
لوئيز هي مي گه:
مردم زيادي كه مشتاق بودن گذشته شون رو پاك كنند، وقتي به اون چيزهايي كه يكي دو سال قبل از عينك زدن (كه مايل به ديدنش نبودند) نگاه كردند و با تمرينات اون رو از تجربه خودشون زدودند، شفايي حيرت انگيز پيدا كردند.
سر دردها:
ناشي از اعتبار ندادن به خود است. وقتِ سر درد شديد از خودتون بپرسيد كه كجا و چگونه، خودتون مسبب اشتباه شديد؟ خودتون رو ببخشيد و رها كنيد تا سر درد به نيستي اَزلي خودش برگرده.
ميگرن ناشي از خشم شديد سر كوفت شده است و معمولا كساني كه مي خواهند كامل و بي نقص باشند و خود را در فشار شديدي قرار مي دهند دچار اون مي شوند.
مشكلات سينوس:
اگر در سمت راست صورت و نزديك بيني باشه، نشانۀ اينه كه احساس مي كنيد يكي از نزديكان داره شما رو از پا مي اندازه. يعني اقتدار خودتون رو فراموش كرديد و ديگران رو مسئول ناكامي مي دونيد.
گردن و گلو:
بسيار مهم هستند، چون كار حائز اهميتي را اداره مي كنند. گردن انعطاف پذيري تفكر ما، قابليت ديدن روي ديگر مسئله و ديدن نقطه نظر اشخاص ديگر را نشان مي دهد. هر گونه مشكل در ناحيه گردن، معمولا نشانۀ اينه كه دربارۀ نقطه نظرهاي خود درباره وضعيتي، سر سختي و يك دندگي به خرج مي ديم.
گلو:
نمايانگر قابليت ما براي اين است كه بتوانيم حرف خود را بزنيم يا آنچه مي خواهيم، بخواهيم. يا بگوييم من اين هستم. و از اين قبيل. هرگاه در ناحيۀ گلو ناراحتي داشته باشيم يعني احساس مي كنيم توان آن را نداريم كه حق خودمون رو بگيريم. گلو درد نشانۀ خشم است. اگر با سرما خوردگي همراه باشه، آنگاه آشفتگي ذهني هم وجود داشته.
لارنژيت يعني آنقدر خشمگين هستيم كه نمي توانيم حرف بزنيم. گلو نشانۀ جريان خلاقيت در بدن است. وقتي خلاقيت ما سركوب بشود يا ناكام بماند، اغلب ناراحتي گلو پيدا مي كنيم. اشخاصي كه سراسر عمر براي ديگران زندگي مي كنند، و همواره به جلب رضايت همسر، خانواده، رئيس و.... مشغولند، خلاقيت ناكام موندۀ اون ها و اين حس كه هرگز نمي تونند به كاري كه مي خواهند بپردازند، باعث ناراحتي هاي ورم لوزتين و تيروئيد در اون ها مي شه.
چاكراي پنجم كه در گلوگاه است، جايگاهيست كه دگرگوني ها در اون صورت مي گيره. هرگاه در برابر دگرگوني مقاومت مي كنيم، يا هر وقت مي كوشيم كه عوض بشيم، اغلب در گلوگاه خود فعاليت زيادي داريم. (در مورد چاكراها بعدا مي خونيم.)
(این بیماری هست که خود من با اون در گیرم و در حال درمان اون هستم و جالبی قضیه اینه که تیروئید من در یه حالت پایدار نیست یعنی یکی تیروئید پر کار داره یکی کم کار ولی در من این موضوع در گردش هست یه وقت در اوج کم کاری و وقتی در حال درمان کم کاری هستم متوجه می شم بیماریم به پر کاری تغییر کرده. اوائل که اصلا متوجه نمی شدم و همون درمان رو ادامه می دادم در صورتی که باید درمان عکس اون رو انجام می دادم ولی به یاری خدا حالا با تغیر حالت اون خودم از حالت های بدنم متوجه می شم که کار کرد تیروئیدم عوض شده.)
هر وقت سرفه مي كنيد فكر كنيد در برابر چه چيزي داريد واكنش نشون مي ديد؟ اين مقاومت و سر سختي در برابر چه چيزي است يا شايد هم فرايند دگرگونيست كه به پيش مي رود؟ دقت كنيد در اون لحظه به چي فكر مي كرديد؟ هر وقت يك دفعه سرفه مي كنيد، گلوتون رو لمس كنيد و بگيد:
من مشتاقم كه عوض بشوم من مشتاقم كه عوض بشم.
دست ها:
نمايانگر توانايي و گنجايش در آغوش كشيدن تجربه زندگي است. بازوان با گنجايش و ساعدها با توانايي ما ارتباط مي يابند. هيجان ها و عواطف كهنه را در مفاصل خود جمع مي كنيم. آرنج ها نشانۀ انعطاف پذيري ما در تغيير جهت هستند. آيا شما در عوض كردن مسيرهاي زندگي خود انعطاف پذير هستيد يا اينكه هيجانات كهنه شما رو در نقطه اي معين ثابت نگه داشته؟ بر آمدگي هاي گره مانند در دست ها ناشي از تفكر مفرط است. آرتروز در دست ها از انتقاد به وجود مي آيد. دست هاي مشت كرده نشانۀ ترس است، ترس از دست دادن ترس از كمبود، ترس از اينكه اگر دست ها باز باشند، دار و ندار از دست برود.
انگشتان دست:
هر يك از انگشتان معنايي دارند. ناراحتي هر انگشت نشان مي دهد كه در كدام زمينه بايد بياساييد يا رها كنيد. ناراحتي انگشت اشاره نشانۀ خشم و ترس است و منِ شما اخيرا از وضعيتي، آزار ديده است. انگشت شصت نشانۀ مسائل ذهني و نگراني است. انگشت اشاره نمايانگر من و ترس است. انگشت وسط نشانه جنسيت و خشم است. ( هر گاه خشمگين هستيد انگشت وسط خودتون رو بفشاريد خشمتون رو كم مي كنه اگر از دست يك مرد خشمگين هستيد انگشت وسط دست راست و اگر از دست يه زن خشمگين هستيد، انگشت وسط دست چپتون رو در دست نگه داريد و كمي بفشاريد) انگشت انگشتر نمايانگر اتحاد و همچنين نمايانگر اندوه است. انگشت كوچك با خانواده و همين طور تظاهر ارتباط پيدا مي كنه.
پشت:
نظام پشتيباني ما را نشان مي دهد. ناراحتي هاي مربوط به پشت معمولا نمايانگر آن است كه احساس مي كنيم مورد پشتيباني نيستيم. اغلب مي انديشيم تنها پشتيبان ما، شغل يا خانواده يا همسر ماست. درحالي كه فراموش كرده ايم خدا، كائنات و خود زندگي، ما را كاملا پشتيباني مي كنند. ناراحتي در بخش فوقاني پشت، نمايانگر احساس عدم پشتيباني عاطفي است، ناشي از اعتقاداتي از اين دست كه همسر يا دوست يا ... دوستم نداره و از من پشتيباني نمي كنه. ناراحتي در وسط پشت مربوط به احساس گناه و همه چيزهايي است كه پشت سر است. آيا از ديدن آنچه كه پشت سر است، مي ترسيد؟ آيا چيزي را در گذشته پنهان كرده ايد؟ آيا فكر مي كنيد از پشت چاقو خورده ايد؟ كساني كه نگراني مالي دارند ( چه بي پول باشند چه پولدار اما همراه با نگراني مالي ) معمولا در ناحيه تحتاني پشت احساس درد دارند.
ريه ها:
نمايانگر گنجايش ما براي گرفتن و بيرون دادن زندگي است. ناراحتي ريه ها معمولا به اين معناست كه مي ترسيم زندگي را فرو بدهيم، يا شايد احساس مي كنيم كه حق كامل زيستن را نداريم. بيماري بزرگ شدن ريه ها و همين طور سيگار كشيدن، راه هايي براي نفي زندگي است. آنها در اعماق وجود، خود را مستحق زيستن نمي دانند. سرزنش خود، علت اصلي سيگار كشيدن است.
سينه ها:
نمايانگر اصل مادر شدن است. ناراحتي در سينه يعني براي شخصي يا جايي يا چيزي يا تجربه اي زيادي مادري مي كنيم. اگر ناراحتي سينه سرطان باشد، علامت نفرت و انزجاري ژرف است از خود، يا ديگري يا خصوصا شرايط موجود.
قلب:
نمايانگر محبت است و خون نمايانگر شادي. قلب ما با محبت، شادي را به سراسر تن ما تلمبه مي زند. هر گاه خود را از شادي و محبت محروم كنيم، قلب ما چروك و سرد مي شود. در نتيجه جريان خون كند و آهسته مي شود و ما را به سوي كم خوني و آنژين و حملۀ قلبي مي كشاند. ما كلمۀ حملۀ قلبي را به كار مي بريم در حالي كه قلب به ما حمله نمي كند. ما در مصيبت و فاجعه اي كه خود مي آفرينيم، فرو مي رويم و فراموش مي كنيم شادي هاي كوچك پيرامون خود را دريابيم. ساليان سال چنان قلب خود را مي فشاريم و شادي آن را خالي مي كنيم كه سرانجام از كار مي ايستد. آنهايي كه حملۀ قلبي دارند هرگز آدم هاي شادي نيستند و اگر فرصت شاد بودن را به خودشان ندهند دوباره دچار حملۀ قلبي مي شوند. خوش قلب، خوشدل،دلسرد، سياهدل، دلگرم، دلباز، و.... قلب شما چه طور قلبي است؟
پیام های بدن و شفای تن قسمت دوم
کارگاه آموزش زندگی با تفکر مثبت جلسه سـی ام
کارگاه آمـوزش زندگی با تفکر مثبت جـلسـه سـی دوم
خدايا،
تو را سپاس بيكران براي اينكه دوست داشتني هستم.
