با سلام به همراهان همیشگی ما در قلب هایی به وسعت دنیا، به بیست و سومین جلسه از کارگاه آموزشی ما با عنوان کارگاه آموزش زندگی با تفکر مثبت خوش آمدید.
امروز با آخرین جلسه از مبحث سیستم آرزوها (هنوز قوانين زيادي مونده، اما من براي تنوع مطالب كلاس، چند جلسه به مباحث ديگه می بپردازيم، بعد دوباره به سراغ باقي قوانين اين سيستم مي ريم.) با ما همراه باشید:
سیستم آرزوها هشتم
قانون 27
ورود به راه سحرآميز و جادويي شهود
الهام كه هدايتي الهي است، مهم ترين موهبت زندگي ماست. ما در مسايل مختلف زندگيمان، در بيشتر مواقع سعي مي كنيم با ذهن استدلالي (عقل)، جواب مسايل را پيدا كنيم. شخص عادي تقريبا همه چيز را محال مي انگارد. مثلا عقل مي گويد:
اگر من فقط ماهي سيصد هزار تومن، در آمد دارم، پس امكان ندارد تا سه ماه ديگر بتوانم صاحب خانه اي بشوم كه صد ميليون تومان قيمت آن است. بنابراين بي فايده است كه فكر كنم مي توانم با سيستم آرزوها آن را به دست بياورم.
درحالي كه در قانون معنويت، فقط زمان حال وجود دارد و بس. اين كاميابي و فراواني، بر اساس ميزان درآمد ما به دست نمي آيد بلكه بر اساس مقام ذهني و باورهاي ما به وجود مي آيد.
دو راهي عقل و شهود:
ما مدام در مسايل مختلف زندگي، خود را بر سر دو راهي مي بينيم. سر يك راه عقل ما ايستاده با چرتكه اي در دست. او مدام دارايي ها و امكانات ما و ميزان رسيدن ما به آرزوهايمان را بررسي مي كند و معمولا هم، به جواب مناسبي نمي رسد.
اما سر راه دوم، شهود يعني نداي قلبي ما ايستاده است. نداي قلبي يعني عمل كردن به قانون معنويت. و قانون معنويت به ما مي گويد كه فقط بايد آرزويمان را طبق قانون هاي سيستم آرزوها، از خداوند بخواهيم و چگونگي برآورده شدن آن ربطي به ما ندارد. وقتي تصميم مي گيريم كه از راه معنويت به آرزويمان برسيم، بايد دنبال نداي قلبيمان حركت كنيم، زيرا شهود، راهي است كه خداوند براي رسيدن به آرزو سر راهمان قرار داده است.
كتاب عهد عتیق، شهود را آوازي ملايم و آهسته مي خواند.
در این كتاب آمده:
اما معلمانت، ديگر بار مخفي نخواهند شد
بلكه چشمانت معلمان تو را خواهد ديد. و
گوش هايت، سخني را از عقب تو خواهد شنيد
كه مي گويد راه اين است. در آن سلوك بنما
خير صلاحي كه خداوند برايتان در نظر گرفته است، در همان راهي است كه نداي قلبتان شما را به آن مي خواند حتي اگر عقلتان راه ديگري را پيش پايتان مي گذارد، به آن گوش ندهيد. به شهودتان ايمان داشته باشيد. هر جا در تصميم گيري دچار مسئله شديد، مدام تكرار كنيد:
خدايا
مرا با هدايت و شهودي روشن و واضح، هدايت فرما
تمرين
به ليست آرزوهايتان رجوع كنيد. ببينيد در مورد آرزويتان، انجام چه كاري به دلتان افتاده بود. اين همان شهود است. بي مهابا از شهودتان پيروي كنيد حتي اگر عقلتان آن را نمي پذيرد.
قانون 28
از هيچ وضعيتي ناراحت نباشيد تا وزن و سنگيني خودش را از دست بدهد.
وقتي به انديشه هاي منفي توجه مي كنيم، به آنها پر و بال مي دهيم. بي اعتنا به ظاهر امور، جوري وانمود كنيد كه انگار همه چيز دارد به نحوي جادويي مطابق ميل شما پيش مي رود. همه انديشه هاي مربوط به ترس، شكست، نفرت، و بدخواهي مانند علف هاي هرز يك باغ هستند كه باغبان آنها را نكاشته و نمي خواهد. مدام تكرار كنيد:
هر نهالي كه خداوند نكاشته، كنده مي شود.
يك ضرب المثل چيني مي گويد: آدم عاقل دوخت و دوز لباسش را به يك خياط ماهر مي سپارد. پس شما هم با باور اينكه طرح الهي زندگيتان ر به دست طراح الهي مي سپريد، خود را در شرايط عالي ببينيد. در اوضاع نا بسامان كه همه چيز خلاف ميلتان است، به همه بگوييد كه همه چيز عاليست و دارد خوب پيش مي رود. آن وقت، معجزات خياط اصلي، از راه مي رسند. فراموش نكنيد كه:
آنكه از بخت خود، گلايه كند
به ملكوت نعمت در نمي آيد.
قانون 29
ايمان كامل به بار مي نشيند نه ايمان نصفه
من دربارۀ سپردن بار به خداوند و توكل به خدا زياد صحبت كرده ام. اينجا مي خوام به اون دسته از دوستاني پاسخ بدهم كه مدام از من سوال مي كنند كه چرا گاهي وضعيت ما از كساني كه قوانين ذهني را قبول ندارند، بدتر مي شود. مي دونيد چرا؟ چون ايمان نصفه، نتيجه وارونه مي دهد.
ايمان نصفه يعني چه؟ يعني گاهي كساني كه دنبال قوانين معنويت هستند، مي بينند به نسبت زماني كه به قوانين ذهني پايبند نبودند، آرزوهايشان دورتر و دورتر مي شود. معمولا اين براي خيلي از دوستان من و حتي گاهي براي خودم هم پيش آمده. كه تمرينات ذهني را انجام مي دهيم اما ته دلمان يك راه فرار هم مي گذاريم كه اگر به نتيجه نرسيديم، خيالمان راحت باشد،كه يك راهي باقي مانده است. اين يعني ايمان نصفه و ايمان نصفه چون در اعماقش، ترس از انجام نشدن آرزو را به همراه دارد، انرژي منفي زيادي را به همراه دارد و قطعا راه را به برآورده شدن آرزوهايمان مي بندد.
كشيشي براي بازديد ازيك دير به فرانسه رفته بود. هر روز راهبه ها،كودكان زيادي را اطعام مي كردند. اما آن روز بدون آذوقه مانده بودند. يكي از راهبه ها با نا اميدي به كشيش گفت كه غذايي ندارند و بچه ها بايدگرسنه بمانند. راهبه گفت كه جز يك سكه نقره كه آن را براي مبادا نگه داشته اند، پول ديگري در بساط ندارند. كشيش سكه را از او گرفت و آن را از پنجره بيرون انداخت و گفت: اكنون تنها به خدا توكل كن. منتها با ايماني كامل. هنوز جمله كشيش تمام نشده بود كه مردم با غذا و هدايا از راه رسيدند.
به قول اسكاول شين، اين به اون معنا نيست، كه همۀ دارو ندار خودتون رو دور بندازيد. منتها به اونها متكي نباشيد. به خزانۀ غيبي كه خداست، تكيه كنيد و اين جمله را فراموش نكنيد : ...
زيرا خداوند طلاي ما و نقره ما و گنج ما خواهد بود
تمرين
به آرزويي كه هر كار مي كنيد، برآورده نمي شه، خوب فكر كنيد. نكنه شما هم سكۀ كوچك نقره اي را براي روز مبادا كنار گذاشته باشيد و همون مانع ايمان كامل شما و باعث برآورده نشدن آرزوتون شده باشه.
قانون 30
پيدا كردن جوهر واقعي آرزو
در جلسه سوم دربارۀ اينكه چطوري در زمان آلفا دربارۀ آرزوهامون تجسم خلاق داشته باشيم، صحبت كردم. حالا مي خوام يكي از مهم ترين قوانين سيستم آرزوها رو بگم.
مشخص كردن جوهر اصلي هدف در برآورده شدن يك آرزو نقش حياتي داره. جوهر اصلي هدف يعني علت اصلي اي كه ما در اعماق وجودمون يك آرزو رو طلب مي كنيم. نيت واقعي ما و احساسي كه از رسيدن به اون آرزو به ما دست مي ده، جوهر هدف نام داره.
مثلا اگه ما در ذهنمون هدف و آرزومون رو با جزئيات كامل، مشخص كرديم، گفتيم (خانه اي مي خواهيم كه در مثلا بهترین خیابان فلان شهر باشد با فلان قدر متراژ، چهار خوابه، با حياط پر گل، استخر، و... و توي خانه هم جزئيات دقيق رنگ ديوار، شكل پرده ها، و....را مشخص كرديم ) و خواستيم در لحظات آلفا آن را تجسم خلاق كنيم و در حباب صورتي قرار بدهيم، اول بايد از خودمان بپرسيم:
توي اين خانه چه كار مي خواهم بكنم؟ پاسخ به اين سوال، جوهر اصلي آرزوي ما را معلوم مي كند.
مثلا من يك خونۀ بزرگ مي خوام، بايد جوهر هدفم رو بدونم كه آيا مي خواهم در آن به ديگران فخر فروشي كنم؟
آيا مي خواهم درآن، با آرامش زندگي كنم؟
آيا مي خواهم در آن عروسي بگيرم ؟
آيا مي خواهم در آن مديتيشن كنم؟ و...
نكته مهم
اگر جوهر هدفتان را مشخص نكرده باشيد، بعد از برآورده شدن آن آرزو، بدترين جوهر هاي هدف، عينيت پيدا مي كنند. يعني به قول استادی، ممكن است ماشيني را كه مي خواهيد، به دست بياوريد، اما ماشين دزدي از آب در بيايد، يا به محض خريد آن تصادف كنيد، يا براي عزاداري از آن استفاده بشود و...
نكته مهم
اشتباه بيشتر ما اينه كه فكر مي كنيم جوهر هدف بايد چيزي ايده آل و عالي باشد. در حالي كه اگر جوهر هدف واقعي و همان چيزي كه در ته وجود ماست، نباشد، هرگز سيستم آرزوها نمي تواند آن را به شكلي كه ما مي خواهيم، بسازد. استاد من مي گفت اگر در ته وجودتان ميل داريد در خانه جديدتان، به ديگران فخر بفروشيد، جوهر هدف شما فخر فروشي است. پس الكي خودتان را اينگونه گول نزنيد كه من مي خواهم در خانه جديدم از فقرا پذيرايي كنم. بنابراين هنگام تجسم خلاقتان، خود را در جوهر هدفتان تجسم كنيد، يعني در حال فخر فروشي به ديگران. چون اين فكر براي شما سرشار از انرژي هاي نهفته است.
نكته مهم
مورد مهمي كه در بالا گفتم، هيچ منافاتي با قوانين ذهني ندارد. ما يك منِ ايده آل در درون داريم كه دوست داره، بهترين انگيزه رو از داشتن و برآورده شدن يك آرزو، داشته باشه. اما منِ ايده آل، در درون ما، هنوز به مرحله واقعي شدن، در نيومده. منِ واقعي، مي تونه همون من باشه كه خونه رو براي فخر فروشي مي خواد. در تجسم خلاق، منِ واقعي آرزو رو به تحقق نزديك مي كنه نه منِ ايده آل.
نكته مهم
نگران نباشيد. احساس گناه نكنيد. موقع تجسم خلاق، جوهر اصلي آرزوتون رو مجسم كنيد. فراموش نكنيد هميشه واقعي بودن بهتر و ارزشمند تر از ايده آل بودن دروغينه. بگذاريد با خودتون رو راست باشي اون وقت به تدريج اون من ايده آل كه مي خواد از اون خونه در جهات خير هم استفاده كنه، واقعي مي شه. (البته فراموش نكنيد مطابق قانون كارما اجازه نداريد در جهت ضرر ديگران چيزي رو تجسم كنيد) بنابراين هر جوهر هدفي اگر باعث ضرر براي ديگران نباشد، شر نيست. پس با آنچه ته دلمان است، صادق باشيم.
تا اينجا ما سي قانون از قوانين سيستم آرزوها رو با هم مرور كرديم. هنوز قوانين زيادي مونده، كه بعد دوباره به سراغ باقي قوانين اين سيستم مي ريم.
کارگاه آموزش زندگی با تفکر مثبت جلسه بیست و دوم
کارگاه آموزش زندگی با تفکر مثبت جلسه بیست و چهارم
خدايا،
اميدم به مكاشفه و الهام است
از طريق شهودم، توانگري فراوان را روزيم كن
آمین
**************
