مرحوم سید علی اکبر کوثری روضه خوان امام خمینی (ره )می گه:
بعد از اتمام جلسه اومدم از درب مسجد بیام بیرون یکی از دختر بچه های محله اومد جلوم و گفت:
اقای کوثری برای ماهم روضه می خونی؟
گفتم:
دخترم روز عاشوراست و من تا شب مجالس مختلفی وعده کردم و چون قول دادم باید عجله کنم که تاخیری در حضورم نداشته باشم.
می گه:
هر چه اصرار کرد، توجهی نکردم...
فیلسوف یونانی دکتر پاپادروس در پایان کلاس درسش با این پرسش به سخنرانی خود خاتمه داد:
آیا كسی سؤالی دارد؟
یکی از شاگردانش به نام "رابرت فولگام" نویسندۀ مشهور در بین حضار بود.
پرسید:
جناب آقای دكتر پاپادروس، معنی زندگی چیست؟
بعضی از دانشجویان خندیدند.
اما پاپادروس، دانشجویان خود را به سکوت دعوت كرد، سپس كیف بغلی خود را از جیبش درآورد، داخل آن را گشت و آینۀ گرد و كوچکی را بیرون آورد و گفت:...
غالبا آدمها غیر منطقی، بیحکمت و خود محورند،با این وجود آنان راببخشید.
اگر مهربان هستید، آدمها شما را به خودخواهی و غرض ورزی متهم میکنند، با این وجود مهربان باشید.
اگر کامیابید، دوستانی بیوفا و دشمنانی واقعی خواهید یافت، با این وجود موفق باشید.
اگر درستکار و صادقید، آدمها شما را فریب خواهند داد، با این وجود امین و صادق بمانید.
آنچه شما سالهایتان را برای بنایش صرف کردهاید، آدمها یک شبه نابودش میکنند،...
اختاپوس تنهایی در اقیانوس زندگی می کرد.
روزی کوسه ای به او نزدیک می شه و می گه:
دوست داری با هم دوست بشیم؟
اختاپوس خوشحال می شه که قراره دوستی داشته باشه و می گه:
باشه.
کوسه می گه:
اما یه شرط دارم.
اختاپوس می گه:
چی؟
کوسه می گه:
که یکی از بازوهاتو به من بدی بخورم....
