با سلام به رهروان راه توانگری و همراهان ما، به دهمین جلسه کارگاه آموزش زندگی با تفکر مثبت رسیدیم و ادامه آموزش ها با ما همراه باشید، امروز می خوام راجع به بخشایش با شما صحبت کنم و این درس پایان دوره اول هست و از جلسه دیگه وارد کتاب دوم از کارگاه آموزشی خودمون می شویم.
بخشایش
اين قسمت رو با توجه به شرايط خودم براتون شرح مي دم، همه اشخاص ديگه كه هنوز خودشون رو كامل پيدا نكردند و هنوز از دست خودشون، كلافه و نا اميد مي شند. مي خوام اعتراف كنم كه من هم همين طورم. من هم گاهي از خودم نا اميد و عصباني مي شم
اگه كسي اين طور نيست، حتما" جزو مقدسينه. اگه ما داريم اين تمرين ها رو با هم انجام مي ديم به خاطر اينه كه تا لحظه آخر زندگي هر کدام از ما، در اين كشاكش قرار داريم. اگه فكر مي كنيم كاملا درست و مثبت شده ايم، بهتره يك لحظه بايستيم و عميق فكر كنيم. نكنه اين چهرۀ اطمينان را شيطان شخصی خود ما به ما داده تا به خودمون غَره بشيم؟
تا از پيدا كردن شمشيرمون باز بمونيم ( اشاره به داستان کیمیاگر اثر پائلوكوئليو ) شايد هنوز قسمت هايي از نيمه تاريك ما در سايه پنهان باشه و ما اون رونشناخته باشيم. پس نا اميد نباشيم. اما غره هم نباشيم.
مي دوني همه اين احساس ها از كجا نشات مي گيره؟ يه بخش بزرگيش به عدم بخشايش خود برمي گرده. من هنوز خودم رو، كاملا، به خاطر كم كاري هايم نبخشيده ام. به همين دليل خودم رو در ته وجودم لايق بهترين ها نمي بينم. مي دوني منظورم چيه؟
بهتون مي گم مي گم...
این مطلب در بارۀ تكنيك بخشايشه.
اين چيزيه كه در همه مذاهب و مكاتب جزو اصول اساسي به شمار مي ياد. دانشمندان ذهني ازجنبه هاي مختلفي اون رو بررسي كردند. من فقط چند تا از دلايلي رو كه دانشمندان ذهني مي يارن تا ما بدونيم كه بايد خودمون و ديگران رو ببخشيم، رو مي گم، چون مي خوام زود به تمرينات عملي برسم.
1 _ همه ما در گذشته ها بعد از اشتباهاتمون يا بعد از عدم موفقيت هامون حتي در مسايل كوچك، اين پيام رو وارد ضمير نا خود آگاه خودمون كرديم كه من اونقدري كه بايد خوب باشم نيستم! ( يعني عدم بخشايش خودمون).
بعد وقتي سعي مي كنيم با تمام وجود از چيزي لذت ببريم، مي بينيم نمي تونيم.
بعد وسط هر اميد، يك دفعه نا اميدي ها از راه مي رسند. بعد مي بينيم انگار هيچ چيزي خوشحالمون نمي كنه. چرا؟
چون بچه غول ما مي گه: خودت گفتي خيلي خوب نبودي پس دليلي نداره جايزه بگيري.
پس ته هر خوشي منتظر غصه اي باش كه از راه برسه! اصلا من اين رو برات مي سازم تا تو خودت رو باهاش مجازات كني.
براي همين حتي بعد از يك عالم تمرين ذهني مثبت بودن يك دفعه مي بيني همه چيز خراب مي شه و همه اتفاقات، مخالف با آرزوها و تصوير هاي ذهنيت، مي شه.
اين به نيمۀ تاريك ما، بر مي گرده كه بعدا با هم تمريناتش رو انجام مي ديم،(از جلسه آینده به بحث نیمه تاریک می پردازیم) چون بحث مفصليه براي بعد مي گذارمیش.
فقط يادآوري مي كنم اگه ازتون خواستم بعد از هر تمرين حتي كوچك، در دفتر مراقبه تون از خودتون تشكر كنيد و حتي براي خودتون به عنوان پاداش، هديه بخريد، به اين دليل بود كه ياد بچه غول بندازيد كه لايق پاداش هاي خوب هستيد چون اونقدر كه بايد خوب باشيد، هستيد.
2 _ دانشمندان ذهني معتقدند چون ما درگير كارماهاي رفتار و گفتارمون هستيم، براي پاره كردن زنجير كارمايي بايد ديگران و خودمون رو ببخشيم.
يه مثال كوچولو مي زنم.
طبق قانون كارماها وقتي به كسي بدي مي كني، شخص ديگه اي همون بدي رو در حق تو انجام مي ده. پس هر بدي كه دريافت مي كني، كارماي رفتاري از خودته. اگه بدي رو با بدي پاسخ بدي ( حتي به صورت ذهني نه عملي) دوباره كارماي اون رو دريافت مي كني. به اين مي گن زنجير كارمايي.
و اين مدام تكرار مي شه. اما اگه كسي كه بهت بدي كرده رو ببخشي، همين جا زنجير كارمايي پاره مي شه.
3 _ يه مورد ديگه كه دانشمندان ذهني به اون تاكيد كردند اينه كه هر عدم بخشايشي مثل يك زنجير سنگين مي مونه كه به پاي روح تو وصل مي شه. هيچ كس بيشتر از خودت از اين عدم بخشايش آزار نمي بينه. تا وقتي اين زنجير ها رو از پاهات قطع نكني، نمي توني يك قدم راه بري، اون وقت مي خواي پرواز كني؟
اون وقت مي خواي با نيروي ذهنت آرزوهات رو جامه ي عمل بپوشوني؟
4 _ علاوه بر اين چون آدم ها با رشته هاي انرژيكي به هم متصل مي شند، وقتي كسي رو نمي بخشند، همچنان به اون آدم به وسيله ي رشتۀ نفرت وصل هستند.
اين به اون معنيه كه شما به همون صفتي كه در اون شخص هست و شما رو رنجونده، وصل هستيد. اين يه جور تاكيده. كه باعث تكرار شدن اون خصوصيت در ديگران و تكرار مجددش براي شما مي شه.
5 _ شايد باورتون نشه اما عدم بخشايش و نفرت حتي در هاله ي بدن هم تاثير مي گذاره كه قابل ديدنه. و از همه عجيب تر اين كه عدم بخشايش حتي روي چاكراهاي بدن هم تاثير مي گذاره. و در نتيجه باعث دردها و بيماري هاي جسمي مي شه. (بعدا مي خونيم) به عنوان مثال وجدان ناراحت كه در اثر عدم بخشايش خود به وجود مي ياد، در چاكراي 5 اثر مي گذاره و باعث بيماري افسردگي مي شه.
يه كتاب هست به نام شفاي زندگي كه علت ذهني همه ي بيماري ها رو توضيح داده. اون خيلي از بيماري ها رو نام برده كه در اثر عدم بخشايش خود يا ديگران به وجود مي ياند. در كتاب "شفاي سرطان" سرگذشت بيماران سرطاني نوشته شده كه با بخشايش ديگران سرطان خودشون رو مداوا كردند! هر كسي كه گره هايي در كارهاش داره وقتي شروع به بخشايش مي كنه، خيلي از گره هاش شروع به باز شدن مي كنند.
عدم بخشايش مثل گره اي مي مونه در مسير حركت انرژي، وقتي گره هاي انرژي درون ما جمع مي شن، مي تونن به شكل انواع مريضي ها، حتي به شكل چاقي موضعي شكم و ... شكل فيزيكي پيدا كنند. (چون انرژي، چه مثبت و چه منفي، از بين نمي ره، فقط تغيير شكل مي ده).
وقتي ما مي بخشيم در اصل وجود خودمون رو فنك شويي مي كنيم.
پائلو كوئليو در كتاب خاطرات يك جادوگر (این کتاب رو به صورت پی دی اف از لینک های روزانه همین سایت می تونید دانلود و استفاده کنید) از دروازه ي بخشايشي حرف مي زنه كه مقدسين معتقدند هر كس از اون بگذره، مثل زائر راه سانتياگو ثواب مي بره. و جادوگر تا وقتي به نداي قلبش گوش نداده و از اين دروازه نگذشته به معرفت لازم براي به دست اوردن شمشيرش نمي رسه.
به عنوان آخرين دليل مي خوام از سخنان باگوان شري راجنيش (اشو) براتون مطلبي رو بنويسم. اون در اين باره، مي گه:
ما چنان از چيز هاي زايد و دور ريختني انباشته شده ايم، كه حتي اگرخدا بخواهد بر ما نازل شود، در وجود ما جايي خالي براي فرود آمدن نخواهد يافت. ليوان هاي ما پر است. حتي براي يك قطرۀ كوچك هم جا نيست. بايد ليوان هايمان را خالي كنيم.
درسته. ليوان هاي ما پره، پر از عدم بخشايش خودمون و ديگران. حالا مي خوايم تمرين كنيم تا ببخشيم.
تمرين بخشايش 1
اين تمرين رو در وقت مناسبي انجام بديد كه فرصت كافي داشته باشيد. چند تا ورق سفيد بگذاريد مقابلتون. باز هم يه مهمونيه. گوشي تلفنتون رو خاموش كنيند. شمع و عود روشن كنيند. يه معاهده بزرگ قراره بسته بشه. مي تونيند شكلات و شيريني هم بگذاريد. اگه دوست داريد يه موسيقي آروم هم براي خودتون بگذاريد. بالاي صفحه تون بنويسيد:
خدايا! من همه اين ها رو مي بخشم.. اين يه عهد نامه است بين من و تو. چون گفتي اگر ببخشم، بخشيده مي شم. اگر هم كسي بينشون هست كه احساس مي كنم كاملا نمي تونم ببخشمش، از تو مي خوام به عنوان وكيل من، اون رو ببخشي، و كمكم كني تا من ببخشمش.
خدايا، من همه رو به تو مي سپرم، من به تو توكل مي كنم. ( فراموش نكنید معناي توكل همينه. كسي را وكيل خود قرار دادن) اون وقت شروع كنيد، از دوران بچگي تا حالا، هر كسي رو كه بهتون بدي كرده يا به هر دليلي يه زماني ازش ناراحت شديد، رو بنويسيد. نگيد من همه رو بخشيدم، اگه بخشيده بوديد، الان اسمشون و مشخصات خودشون و همۀ كارهايي كه كردند، يادتون نمي اومد. همه رو بنويسيد. حتي مسايلي كه الان به نظرتون كوچك و بي اهميت مي ياد. ته نوشته هاتون بنويسيد:
اين ها و همه كساني رو كه به ياد نمي آرم يا خبر ندارم كه به من بدي كردند، همه را مي بخشم و آزاد مي كنم.
تمرين بخشايش 2
باز همون فضاي قبل رو آماده كنيد، اما اين بار بالاي صفحه تون بنويسيد:
اين ها كساني هستند كه من احساس مي كنم بهشون بدي كردم. خدايا، از تو مي خواهم بهشون كمك كني تا من رو ببخشند. اگه نمي تونند، تو به وكالت و نيابت اون ها، من رو ببخش. من به تو توكل مي كنم. بعد شروع كنيد و هر كسي رو كه به ياد آورديد، بنويسيد. تهش بنويسيد: اينها به علاوه كساني رو كه من به ياد نمي آرم يا نفهميدم كه رنجوندمشون.
تمرين بخشايش 3
اين تمرين رو، فقط در باره كساني كه ازشون كينه داريد و هنوز وقتي بهشون فكر مي كنيد، عصباني مي شيد، انجام بديد.
اين تمرين رو فقط يكبار در باره هر فردي مي تونيد انجام بديد. يك جاي راحت در تنهايي بنشينيد، اگه عكسي از طرفتون داريد، بگذاريد مقابلتون، در غير اين صورت، اگه وسايلي مربوط به اون داريد، مقابلتون بگذاريد، در غير اين صورت فقط مجسم كنيد كه اون شخص روي يك صندلي مقابل شما نشسته و دهنش رو با يك دستمال بستند و اون قادر نيست به شما جواب بده. حالا هر احساس بدي رو كه بهش داريد، با تمام دلخوري ها و عصبانيت هاتون بهش بگيد. هر چيزي كه دوست داريد، حتي مي تونين باهاش دعوا كنيد (فقط همين يه بار اجازه داريد ماند توليد كنيد. اون هم به خاطر اينكه با بيان اين ماند ها. اون ها رو از جايي كه در درونتون، مخفي كرديد، بيرون مي ريزيد و آزاد مي شيد.)
وقتي همۀ حرف هاتون رو بهش زديد، اون وقت اسمش رو در ليست بخشايش بنويسيد. اگه با نوشتن راحت تريد، مي تونيد همه اين ها رو براش بنويسيد.
نكته مهم:
استاد من مي گفت بخشايش يك امر درونيه و بيروني نيست، پس لزومي نداره همين الان گوشي تلفن رو برداريد و به همه اعلام كنيد كه اون ها رو بخشيديد.
فراموش نكنيد، شما با بخشيدن ديگران، به كسي لطف نمي كنيد، غير از خودتون. پس از كسي طلبكار نشيد.
يادتون باشه با بخشيدن هر كسي داريد يه زنجير رو از پاي خودتون باز مي كنيد. وقتي كسي به شما يك ضربۀ چاقو مي زنه، فقط يك بار اين كار رو انجام داده، اما ما با نبخشيدن اون، و فكر كردن دائمي به كار اون، در اصل در هر لحظه، يك بار به خودمون چاقو مي زنيم.
نكتۀ مهم:
براي بخشيده شدن هم خيلي خوبه از ديگران طلب حلاليت كنيد، اما فعلا هيچ لزومي نداره با گل و شيريني به ديدن صد نفر بريد و تقاضاي بخشش كنيد. اول بهتره به همين تمرين ها بسنده كنيد و باور كنيد كه چون انرژي از بين نميره و فقط تغيير شكل مي ده پس روح طرف مقابل شما، انرژي شما رو دريافت مي كنه و عمل بخشايش انجام مي شه. اگه كسي رو به اين صورت، واقعا بخشيديد، تعجب نكنيد اگه فرداش بهتون تلفن كرد و عذر خواهي كرد.
نكتۀ مهم:
تكنيك هاي بخشايش، رو هر چند روز يك بار انجام بديد تا به حل شدن گره هاي انرژيتون كمك كنيد.
و مهم ترين تمرين بخشايش:
در همون فضاي روحاني، در خلوت خودت، روي صفحات كاغذ، بنويس:
خدايا، من خودم رو مي بخشم و آزاد مي كنم به خاطر.......... ( اون وقت تك تك كارهايي رو كه به خاطرش يك عمر خودت رو شماتت كردي بنويس و به نام نامي خداوند كه بخشنده و مهربانه، خودت رو ببخش. ( بر خلاف تصور، اين سخت تر از همه تمرين هاي بخششه و بيشتر از همه احتياج به تكرار داره) يادت باشه بينشي كه الان نسبت به زندگي داريد، نتيجه همه اشتباهاتيه كه تا حالا مرتكب شديد. اگه يك روز از زندگيت يك شكل ديگه مي شد، شايد هرگز در اين لحظه در حال خوندن اين مطالب نبوديد.
شايد هرگز آگاهي الان رو نداشتيد. پس به خودت ياد آوري كن كه در هر زمان بر اساس ميزان آگاهيت در اون زمان رفتار كردي. آگاهي هم مثل لباس مي مونه، لباس 10 سالگيت، برازنده ي اون سن بوده. پس خودت رو به خاطر لباس 10 سالگيت ( آگاهي كوچكت كه باعث اشتباهت شد) شماتت نكند.
کارگاه آموزش زندگی با تفکر مثبت جلسه نهم
کارگاه آموزش زندگی با تفکر مثبت جلسه یازدهم
پروردگار من،
كمكمان كن تا به نام نامي تو،
خودمان و ديگران را ببخشيم و آزاد كنيم.
***********************
