آيا تاكنون در مورد افرادي كه موقعيت هايي به آنها داده شده است فكر كرده ايد؟
آيا افرادي را مي شناسيد كه خود به تنهايي توانايي هايشان را افزايش داده اند.
در اين مقاله سعي شده است، آخرين تحقيقات و اطلاعات بدست آمده درباره افزايش توانايي هاي شخصي ارائه شود.
احتمالاً تاكنون با افرادي برخورد داشته ايد كه خوش برخورد هستند و رفتاري دلپذير دارند و اگر در بين جمعي از افراد غريبه قرار گيرند در زمان كمي با آنها ارتباط برقرار مي كنند.
اين گونه افراد معمولاً دوست داشتني و جذاب هستند و قادرند افراد را به كارهاي دلخواه خود وادار كنند.
يك فرد با روابط اجتماعي خوب منافع زيادي بدست مي آورد. زيرا رفتار چنين فردي سبب مي شود كه اطرافيان او را به سمت موفقيت سوق دهند. او اعتماد و پشتيباني افراد را به راحتي بدست مي آورد. چنين فردي نه تنها از حمايت اطرافيان برخوردار است، بلكه خود حامي ديگران است و اين چرخه ادامه پيدا مي كند.
او مي تواند با حمايت افراد مختلف در اجتماع كارهاي زيادي انجام دهد. زيرا مي داند چگونه پتانسيل ارتباطات اجتماعي
در اين مقاله تمرين هايي ارائه مي شود كه اگر آنها را فرا گرفته روزانه به كار گيريد، شخص خوش بين و مثبتي خواهيد بود. هر چه بيشتر در اين راهها تأمل كنيد احساس بهتري خواهيد داشت و هر چه بيشتر تمرين كنيد سريع تر و راحت تر عمل خواهيد كرد. و به موفقيت نزديكتر مي شويد.
1_ درباره آينده فكر كنيد.
اولين و مهمترين تمريني كه مي توانيد داشته باشيد، جهت يابي براي آينده است تا بيشتر درباره آينده تان بدانيد.
همانطور که قبل از این بارها گفته بودم ما اگه خودمون رو بي ارزش بدونيم ضمير نا خود آگاهمون فكر مي كنه كه لايق دريافت چيزهاي خوب نيست و در نتيجه آرزوهايي كه داريم برآورده نمي شه و اينكه وقتي ما خودمون رو به حد كافي دوست نداشته باشيم همين حس رو به ديگران هم منتقل مي كنيم يعني باعث مي شيم اونها هم ما رو دوست نداشته باشند. ( قابل توجه كساني كه دچار شكست هاي پي در پي عشقي مي شند.)
وقتي ما براي شاد بودن و احساس خوشبختي كردن فكر مي كنيم كه نياز به تائيد و بودن ديگران داريم يعني هنوز به اندازه كافي براي خودمون به تنهايي حرمت قائل نشده ايم.
چرا ما نبايد در تنهايي و به تنهايي بتونيم از كارهايي كه مي كنيم احساس خوشبختي بكنيم؟
چرا وقتي مثلا كسي كه دوستش داريد رو از دست مي ديد فكر مي كنيد ديگه دنيا تموم شده و تا اون مطابق ميل شما رفتار نكنه دنيا قشنگ نمي شه؟
چرا يه روز صبح يك دفعه عصباني و اخمو مثل يه بچه لجوج بيدار مي شيم و به همه چيز و همه كس لگد مي زنيم حتي به خودمون و انگار هيچ تمرين ذهني اي هم ديگه راهگشا نيست، يك دفعه همه چيز سياه و نا اميد كننده مي شه.
به خودمون مي گيم: من احمقم همه احمقند همه جا سياه و خرابه هيچ چي درست بشو نيست كه نيست نه خودم رو دوست دارم نه ديگران رو لعنت به دنيا.
اون وقت به همۀ دنيا مي توپيم براي اينكه حس احمق بودن و بد بودن خودمون رو از بين ببريم.
همهی ما گاهی اوقات مدیریت زندگی مان را از دست میدهیم ، بعضی هامون اصلآ مدیریتی بر آن نداریم.
گاهی اوقات حتی سخته که اشتیاقمان را به زندگی کردن حفظ کنیم.
مخصوصآ موقعی که هدف هایی دراز مدت در پیش رو داریم که نمیتوانیم نتایج آن را تا ماه های آینده یا حتی سال های آینده ببینیم. از کارمان، از روتین زندگی مان خسته میشویم و فکر میکنیم کار هایی که میکنیم بیهوده است.
چطور میتوانیم جلوی این امر را بگیریم؟
چطور نسبت به زندگی با اشتیاق بمانیم و در چرخهی روزمرگی غرق نشویم؟
۱- به «سادگی» بازگردید
خانه تان را تر تمیز کنید، آن چه را که لازم ندارید دور بیاندازید (یا به کسی که نیاز دارد بدهید) دور و برتان را خلوت کنید.
«سادگی» فقط مربوط به محیط زندگی نیست. با خودتان خلوت کنید ذهنتان را Defrag کنید!
چیز هایی خیلی خیلی کوچکی هستند که ما را آزار میدهند و خودمان از وجود آنها بی خبریم.
شاید سر یک موضوع کوچک از کسی رنجیدهاید ولی وقتی با آرامش از زاویهای دیگر به موضوع نگاه میکنید ببینید این موضوع کوچک اصلآ ارزش فکر کردن ندارد.
1- صبح ها که از خواب بیدار می شوید، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. قول می دهم؛ خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد.
2- در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آن چنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد.
3- هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید، گاهی اوقات غرور بی جا سبب می شود که حتی همسران خوب توجهی به گسستگی ریسمان بین خود ننمایند. مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر نمودن طول طناب، نزدیکی را بیشتر می کند.
4- آنتن های ذهن تان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند.
5- دل تان را تبدیل به اقیانوسی آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز. فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟ آنها که دل هایشان مرداب است با کوچک ترین حادثه ای به تلاطم می افتد، برعکس کسانی که شدیدترین گرداب ها و جریان های حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد.
6- سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید، قلبی که مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه های عاطفی همچون ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود.
7- تجربه های تلخ و شیرین زندگی را مانند یك درس فهمیدنی بدانید و نه حفظ کردنی، چرا که مطالب حفظ شده پس از مدت زمانی در ذهن پاک می شوند.
8- همواره مصمم باشید تا با استفاده از جلا دهنده هایی همچون دعا و نیایش روح و روانتان را پاکی و طراوت بخشید.
چهل راه بسیار عالی و کم هزینه برای لذت بردن از زندگی
1. گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2. سعی كنیم بیشتر بخندیم.
3. تلاش كنیم كمتر گله كنیم.
4. با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.
5. گاهی هدیههایی كه گرفتهایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.
رشد و پیشرفت نتیجه ایجاد تغییر و تحول در زندگیست. اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید، هیچ گاه به رشد و تعالی نمی رسید. شیوه ی تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا بتوانید به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید. باید توجه داشت که تغییر و تحول از یک روند ممتد پیروی کرده و هیچ گاه متوقف نمی شود. به محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می گردد.
ما قصد داریم تا در این مقاله مهم ترین تکنیک های موجود در زمینه ایجاد تغییر و تحول در زندگی را به شما معرفی کنیم.
1- ریتم زندگی خود را آرام کنید
شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی فردی بازتاب دهید. اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید. پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید.
روزی من با یک تاکسی به فرودگاه مي رفتم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید.
راننده تاکسی ام محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد.
راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به ما فریاد زدن.
راننده تاکسی ام فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد. و منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.
بنابراین پرسیدم: ((چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟
آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما رابه بیمارستان بفرستد!))
در آن هنگام بود که راننده تاکسی ام درسی را به من داد که اینک به آن می گویم: ((قانون کامیون حمل زباله.))
او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند.
آنها سرشار از آشغال، ناکامی، خشم، و ناامیدی در اطراف می گردند.
وقتی آشغال در اعماق وجودشان تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی می کنند.
به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید
آشغال های آنها را نگیرید و پخش کنید به افراد دیگر ی در سرکار، در منزل، یا توی خیابان ها.
حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های آشغال روزشان را بگیرند و خراب کنند.
زندگی خیلی کوتاه است که صبح با تأسف از خواب برخیزید، از این رو.....
((افرادی را که با شما خوب رفتار می کنند دوست داشته باشید. برای آنهایی که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید.))
زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست.
من كسي هستم كه همة كارهايم رابراي فردا گذاشتهام.
فردا ميآيد و من هنوز هيچ كاري نكردهام.
فردا ميآيد و من هنوز دستان مادرم رانگرفتهام و به اونگفتهام كه چقدر دوستش دارم.
فردا مي آيد و من هنوز پينههاي دست پدرم را نبوسيدهام و به او نگفتهام كه بدون او خانه چقدرخاليست.
فردا ميآيد ومن هنوز از دخترك گل فروش سر ميدان هيچ گلي نخريدهام و از او نپرسيدهام كه دوست داشت كفش نو بپوشديانه،،؟
فردام ي آيد و من هنوز به پيرمردكوري كه سرچهار راه سيگارميفروشد لبخندنزدهام.
فردا ميآيد ومن هنوز با خيلي ها آشتي نكردهام.
فردا مي آيد ومن هنوز جلوي آينه به چشمان خودم زل نزدهام وخودم را قضاوت نكردهام.
فردا ميآيد و من هنوز براي پيداكردن خودم آگهي ندادهام.
فردا ميآيد و من هنوز براي خودم شناسنامه نگرفتهام.
فردا ميآيد و من هنوز در كوچه پس كوچههاي دلتنگي دنبال خودم نگشتهام.
فردا ميآيد و من هنوز خودم را پيدا نكردهام.
فردا ميآيد و من هنوز هيچ كاري نكردهام.
در دنیایی زندگی می کنیم که مملو از نامرادی ها، فقر، خشونت، استرس، رقابت و انواع گوناگونی از غصه و ناراحتی است. این مسائل نگران کننده محیط اطراف ما را در برگرفتهاند. پس بدیهی است که بخشی از تفکر روزمره ما به این مسائل و مشکلات معطوف شود. اما عقیده منطقی بر این است که رهایی از این شرایط تنها در دست خود انسانهاست.در حقیقت این خود انسانها هستند که می توانند خود را درگیر مشکلات غمبار زندگی کرده و در عین حال محیط شاد و با طراوتی برای خود ایجاد کنند.
:: تغییر نگرش
این نخستین گام و در عین حال مهمترین بخش از فرآیند شاد کردن محیط زندگی است.
