امسال تصمیم گرفتم بعد از 15 سال دوباره رأی بدم. چرا که به یک سری از اشتباهاتم پی بردم و باید جبران کنم.
البته نمی شه گفت اشتباه، من یه طرفدار اصلاحات بودم سفت و سخت، ولی به این نتیجه رسیدم که اصلاحات از جاده ی خودش منحرف شده و تا جایی پیش رفته که داره اساس دین رو زیر سوال می بره و این منو آزار می داد.
خودم رو مسئول می دونستم و دینی به گردن خودم تا از تربونی که اعلام می کردم من یه اصلاح طلبم اینبار اعلام کنم من نه اصلاح طلبم نه اصول گرا. خدا را شکر با آشنایی با استاد رائفی پور و اندیشه هاش حالا احساس می کنم یه دانش آموزم که داره سواد سیاسی خودش رو بالا می بره و فارغ از این دسته بندی های سیاسی دلش می خواد برای مردمش، مردان و زنان سرتاسر ایران زمین یه قدمی بر داره. (ان شاالله).
امروز وظیفه ام ایجاب کرد به عنوان یه ایرانی، که احساس می کنه غرور ملیش، و غیرت ایرانیش زخم خورده بیام بگم: ایرانی نه از جنگ می ترسه، نه از سایه جنگ، نه اجازه می ده هر ننه قمری بیاد تهدیدش کنه. این به واقعیت تبدیل نمی شه مگر با یک رئیس دولت نترس، کسی که نه باج خور کسی باشه نه باج بگیر، یه هئیت دولت سالم و چابک. به امید خدا
