سلام
سال 96 به بهانه انتخابات و به دلیل شناخت شخصی که از آقای رئیسی داشتم بر خود واجب دونستم حداقل کاری که از دستم بر میاد را در مقابل سیل تخریب هاو دروغ هایی که به این مرد شجاع و کار آمد نسبت می دادند انجام دهم. تو چند تا پست پائین تر می تونید ببنید ولی متاسفانه شد آن چیزی که نباید بشه و تمام دروغ هایی که به آمدن آقای رئیسی بستن الان نه تنها به بند کفش خودشون بسته یک ملت بزرگ رو هم با خودشون به دردسر و این وضعیت که الان در کشورمون حاکمه کشوندن خدا از سرشون به این راحتی ها نخواهد گذشت. این شخص 20 سال رفت اسکاتلند درس خوند تا از استعمار یاد بگیره چه شکلی 90 درصد جامعه ما که مردم فرو دست آنهم هستند را عاصی کنه و اگه اینبار قصه ی 88 رو خواستند تکرار کنند فقط اون 1 درصد بالانشین ناراضی نباشن و اینبار همه ی مردم به خیابابون بیان. البته اونها فکر اینو نکرده بودن که این کشور یه رهبر هم داره و مردم به عشق رهبر و گردن نهادن به ولایتش همه ی این سختی ها را تحمل می کنن و آب به آسیاب یک مشت غرب زده و غرب نشین و غرب منش نمی ریزن.
اما چند روز پیش خبری خوبی تو جامعه پیچید و اون اعلام آمادگی سردار سعید محمد برای ریاست جمهوری بود خبر خوشحال کننده ای بود ولی بلافاصله دیدم همون خط رسانه ای که سال 96 اون تراژدی را که نتیجه اش را الان داریم میبینیم را دوباره شروع کرده واجب دونستم بیام و گذشته ی نه چندان دور رو به مردم یاد آوری بکنم. آخه متاسفانه حافظه تاریخی مردم ما خیلی کوتاهه.
برای یک انقلابی فرقی ندارد ...
🔺 دفاع از حریم ایران یا جنگ باتحریم ایران
🔺اینجا هرگوشه اش خط مقدمی است
🔺چه زیرآتش جنگ باشی چه در خط مقدم آبادی
🔺چه خوب یادمان داد حاج قاسم ؛که بازی رنگ ها و کلیدهای شکسته تمام شد
برای یک انقلابی فرقی ندارد ...
🔺چه جان دهد برای خدمت به مردم سرزمینش ، چه آبرو و چه جوانیاش را ...
🔺وچه خوب یادمان داد حاج قاسم ؛ مرد بودن را ؛ مردِ میدان بودن را ...
