دو قطره آب که به هم نزدیک شوند، تشکیل یک قطره بزرگتر را میدهند اما دو تکه سنگ هیچگاه با هم یکی نمیشوند
پس هر چه سختتر و قالبیتر باشیم، فهم دیگران برایمان مشکلتر و در نتیجه امکان بزرگتر شدنمان نیز کاهش مییابد.
آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ، به مراتب سر سختتر و در رسیدن به هدف خود لجوجتر و مصممتر است.
سنگ، پشت اولین مانع جدی میایستد اما آب راه خود را به سمت دریا مییابد.
در زندگی، معنای واقعی سر سختی، استواری و مصمم بودن را در دل نرمی و گذشت باید جستجو کرد.
گاهی لازم است کوتاه بیایی،
گاهی نمیتوان بخشید و گذشت... اما میتوان چشمان را بست و عبور کرد،
گاهی مجبور میشوی نادیده بگیری،
گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوز که نبینی
ولی با آگاهی و شناخت
آنگاه بخشیدن را خواهی آموخت.
الهی
در دل تاریک شب
و در روزهایی که بیشترین نیازم تو هستی
به درگاه تو روی آورده ام، گر دستم بگیری
چون همیشه بنده نوازی خود را به یاد سوائل
درگاه کبریائیت انداخته ای که تنها تو آرامش آنی.
خدایا
امشب بر بستر پدر پیر خویش به پرستاری نشسته ام
دارویش تویی، و دستان من که چون همیشه به درگاه
بلند تو روی نیاز دارد و می دانم هرگز بنده ای از این درگاه
نومید باز نگشته است، خدایا، یا شافی، یا شافی
سایه تو تمام لحظه های زندگیم را برکت داده است
ولی خدایا به حال من نظری کن که با دستان خویش
مادرم را به کام خاک نهادم و تنها پناه تنهایی هایم
پدری است که هر روز به امید دیدن دوباره اش و به
عشق لبخند مهربانی که روی لبهایش می نشانی
به خانه باز می گردم، ای بزرگوار رحمی به تنهایی
این بنده فرمانبردار خود نما
خدایا
پدرم را به تو می سپارم که تو
بهترین پناه بی پناهان هستی
آمین
بر بستر پدر بیمارم
محتاج دعای خیر همه شما دوستان
الهی
هر که تو را شناخت
با سلام به شما دوستان عزیز
مدتها بود کتاب هایی که می خوندم دیگه نمی تونست منو ارضأ کنه همه اونها مثل درس مدرسه تکراری شده بودند.
تمام کتاب های اساتید مهم در مبحث تفکر مثبت، شاد زیستن، و.. را شاید از حفظ شده باشم ولی هیچ وقت از خواندن دوباره اونها امتنا نکردم چون هر بار به نکته ای جدید می رسیدم و برام لذت بخش بود.
چند هفته پیش به صورت اتفاقی با شخصیت و آثار جوئل اوستین آشنا شدم و اولین کتابی که ازش خوندم کتاب "خواستن توانستن است" بود که توی پست های قبل برای دانلود قرار دادم.
دومین کتابی که از این نویسنده خوندم و بسیار برام لذت بخش بود کتاب "قدرت من هستم" بود که در عرض یک شب اون رو خوندم و بسیار لذت بردم چون از منظر جدیدی به این مباحث پرداخته بود.
خواندن این کتاب را خیلی توصیه می کنم به دوستان خوبم کتابی که اثر شکرفی بر من گذاشت. این کتاب را به دلیل حجم زیاد در چند بخش برای دانلود شما عزیزان قرارمی دهم.
جذب کننده برکت و فراوانی
وقتی با زندگی خود به خداوند احترام می گذارید وقتی خداوند را در جایگاه اول زندگی خود قرار می دهید خداوند چیزی در وجود شما قرار می دهد که فرمان برکت نام دارد.
فرمان برکت مثل آهن رباست آهن ربا موجب جذب آهن است و فرمان برکت انسان های درست، اتفاقات خوب ایده ها قراردها و منابع خوب و نفوذ خوب را به سوی شما جذب می کند.
لازم نیست خوتان به سراغ آنها بروید لازم نیست سعی کنید تا با قدرت خودتان کاری کنید اتفاقی برایتان بیافتد لازم نیست از استعداد خودتان استفاده کنید و امید داشته باشید که زندگی تان در مسیر درست قرار بگیرد شما فقط باید به خداوند احترام بگذارید و آن وقت انسان های درست، خودشان شما را پیدا خواهند کرد.
فرصت های درست در مسیر شما قرار خواهند گرفت مرحمت خداوند دانش و حمایت خداوند می آیند و به دنبال شما می گردند.
چرا؟
زیرا شما به جذب کننده خوبی های خداوند بدل شده اید.
آغاز می کنیم اولین روز این هفته پر برکت
را به نام تامی پروردگار
کسی که برکت از اوست
و شفا در اوست.
خدایا
هفته ای سراسر
شادی و سلامتی و ثروت
آسایش و آرامش امنیت
برای تمامی بندگانت
از جمله مردم خوب و نجیب کشورم بفرست
امروز از اون روز خوباست
ببین..
بیدار شدی
نفسم داری می کشی
خورشید هم تو آسمونه
همین چند تا دلیل بسه
برای ساختن یه روز خوب
تا به روی زندگی لبخند نزنی
زندگی به تو لبخند نخواهد زد
این قانون الهی ست که
هرچه بکاری همان را درو خواهی کرد
روزتون سرشار از لبخند
****************
از گابریل گارسیا مارکز پرسیدند:
اگر بخواهی کتابی صد صفحه ای درباره "امید" بنویسی، چه می نویسی؟
گفت:
از همه آنچه داری استفاده کن
هرآنچه را که برای آن تلاش کرده ای در روح تو جایگزین خواهد شد.
بسوی جائی که ارزش سفر را داشته باشد
هیچ وقت میان بری پیدا نمی شود
آغاز ها:
هرگز نترس برای فاصله هایی که میان آرزوها و رویاهایت با حقایق وجود دارد همان قدر که بتوانی رویایش را داشته باشی می توانی انجامش دهی.
در شروع هر کاری هرگز معلوم نیست که چه نتیجه ای بدست میآوری اما اگر انجامش ندهی هرگز نتیجه ای بدست نخواهی آورد
درآن بالاترین و دورترین نورهای خورشید هدف بزرگ من قرار دارد این ممکن است ندانم کی یا چه موقع به آن می رسمف اما من می توانم نگاه کنم در زیبائی های آن و آنرا باور داشته باشم وسعی خود را انجام دهم که به آن دورترین برسم.
همیشه با انجام آنچه ضروریست و آنچه که انجامش امکان پذیر است، شروع کن پیش از آنکه آنچه را ممکن بود، ناممکن کنی و فرصت ها را ازدست بدهی
بهانه آوردن برای توجیه شکست،
یک تفریح ملی است.
این عادت به اندازه نژاد بشر قدمت دارد
و برای موفقیت، مهلک است.
چرا افراد به بهانه های به درد نخور می چسبند؟
پاسخ روشن است.
آنها از بهانه دفاع می کنند،
چون خودشان بهانه را تولید می کنند،
بهانه هر فرد، زاده تخیل خودش است.
طبیعت انسان این گونه است که
از زاده خودش دفاع می کند...
دیروزت خوب یا بد گذشت
مهم نیست
امروز روز دیگریست
قدری شادی با خود به خانه ببر
راه خانه ات را که یاد گرفت
فردا با پای خودش می آید
شک نکن....
الهی
خواندی، تاخیر کردم.
فرمودی، تقصیر کردم.
عمر خود بر باد کردم و
بر تن خود بیداد کردم.
اگر گوییم، ثنای تو گوییم.
اگر جوییم، رضای تو جوییم.
الهی
گفتی کریمم،
امید بدان تمام است.
تا کرم تو در میان است،
نا امیدی حرام است.
الهی
تو را که داند؟
که: تو را (تو) دانی
بیائید به حال یکدیگر رحم کنیم تا خدا به ما رحم کند.
شاید این جمله را شنیده باشید و شاید هم نه ولی حکایت این روزهای مردمی هست که یک روز برای دفاع از کشور و ناموس از همدیگر سبقت می گرفتند و امروز در به چاه انداختن همدیگر.
البته هنوز هستند انسان هایی که دیگران را مقدم بدونند. هستند کسانی که با پول معامله نمی کنند بلکه با خدا قرار می زارند ولی متاسفانه چند سال که یک بی غیرت شد کارگذار امور مردم کاری کرد که بعضی افراد دیگه شرف و ناموس سرشون نمی شه فقظ به فکر بدتر کردن روزگار این مردم هستند.
امروز تو کشور هرکی هر چیزی رو به هر قیمتی که دلش بخواد می فروشه و هر کسی را هر جا بخواد مشغول می کنه.
در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روانشناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یک مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند.
در این مركز، نوجوانان ۱۲ تا ۱۹سال آموزش میدیدند و زندگی میكردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایشهای مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت.
بیمارستانهای روانی پر از بیمارانی است که سالها زیر فشار مالی بودهاند و این تنش، ذهن و جسم آنها را از کار انداخته است.
چنین برآورد کردهاند که نُه دهم بیماریهای انسان، ناشی از فشار و محنت و نکبت، زاییده از “فقر” است. فقر سبب میشود زندانها از دزدان و جنایتکاران پر شود.
فقر انسانها را به سوی اعتیاد و فساد و فحشا و خود کشی سوق میدهد.
از کودکان پاک و با استعداد و باهوش، مجرم و بزهکار میسازد.
باعث میشود مردم به کارهایی دست بزنند که اگر فقیر نبودند به فکرشان هم خطور نمیکرد.
عواقب معصیتبار فقر بیانتهاست
به خاطر داشته باشید که شما آهنربایید و همه چیز را به خود جذب می کنید.
وقتی دقیقاً بدانید که چه می خواهید و چه خواسته ای دارید، تبدیل به آهنربایی می شوید تا آن را به سمت خود بکشید.
آنچه می خواهید هم متقابلاً مجذوب شما می شود.
