خدايا
میان تمام تلاطم های زندگی
فقط همین بس که می دانم
هستی . . .
همیشه . . .
همین جا . . .
درست در کنار من
نگاه خود را از ما مگیر
ریشه انسان ها
فهم آنهاست ...
سعادت ما در گروی سعادت دیگران
دوستی میگفت:
سمیناری دعوت شدم که هنگام ورود، به هر یک از دعوتشدگان بادکنکی دادند.
سخنران بعد خوشامد گویی از حاضرین که ۵۰ نفر بودند خواست که با ماژیک اسم خود را روی بادکنک نوشته و آن را در اتاقی که سمت راست سالن بود بگذارند و خود در سمت چپ جمع شوند.
سپس از آنها خواست که در پنج دقیقه به اتاق بادکنکها رفته و بادکنک نام خود را بیاورند.
من به همراه سایرین دیوانهوار به جستوجو پرداختیم.
همدیگر را هل میدادیم و زمین میخوردیم، هرج و مرجی به راه افتاده بود.
مهلت پنج دقیقهای با پنج دقیقه اضافه هم به پایان رسید اما هیچ کس نتوانست بادکنک خود را پیدا کند.
این بار سخنران همه را به آرامش دعوت کرد و پیشنهاد داد که هر کس ..
الهی
ما به تو زنده ایم
هرگز کی میریم
ما که به تو شادمانیم
کی اندوهگین شویم
ما که به تو نازانیم
چون بی تو بسر آریم
ما که به تو عزیزیم
هرگز چون ذلیل شویم
الهی
چه غم دارد که تو را دارد
و کرا شاید که تو را نستاید...
چند سال پیش در یک روز گرم تابستان، پسر کوچکی با عجله لباس هایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت.
مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد.
مادر ناگهان تمساحی را دید که بهسوی پسرش شنا میکرد.
وحشتزده به سمت دریاچه دوید و با فریادش پسرش را صدا زد.
پسرش سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود.
تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد.
مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت.
تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر آن قدر زیاد بود ...
خشم با خشم فرو نمی نشیند
عصبانیت با گذشت آرام می گیرد
عفو چه بسا
نیرومندترین پادزهر
خشم است
گذشت و آغوش باز
چاره کسانی است
که به هر علت و بهانه ای
به ما روی خوش نشان نمی دهند
ابراز تمایل برای آشتی ...
فرهنگ یعنی عذرخواهی نشانه ضعف نیست.
فرهنگ یعنی کینه ورز نباشیم.
فرهنگ یعنی لباس گران قیمت نشانه برتر بودن نیست.
فرهنگ یعنی به جای قدرت صدا، قدرتِ کلاممان را بالاتر ببریم.
فرهنگ یعنی القاب ناپسند گذاشتن برای دوست، نشان صمیمیت نیست.
فرهنگ یعنی هر کتاب یک تجربه است، تجربههایمان را به اشتراک بگذاریم.
فرهنگ یعنی وجدان کاری داشته باشیم.
فرهنگ یعنی چشم و هم چشمی را کنار بگذاریم.
آیا شما یک منتظر همیشگی هستید؟
چه مدت از زندگی خود را
به انتظار کشیدن می گذرانید؟
انتظار برای تعطیلات بعدی
شغل بهتر
بزرگ شدن بچه ها
یک رابطه پرمعنا
موفقیت
پولدار شدن
مهم شدن یا
روشن بین شدن
چندان نا متعارف نیست ...
بهانه آوردن برای توجیه شکست
یک تفریح ملی است
این عادت به اندازه ای نژاد بشر قدمت دارد
و برای موفقیت، مهلک است
چرا افراد به بهانه های به درد نخور می چسبند؟
پاسخ روشن است
آنها از بهانه دفاع می کنند
چون خودشان بهانه را تولید می کنند
بهانه هر فرد، زاده تخیل خودش است
طبیعت انسان این گونه است ...
صبح نفسش حق است
به هر بهانه بیدارت می کند
که روز تازه را شروع کنی
به نوری
عطر چای و صبحانه ای
صدای گنجشکی
هر چه هست زندگی ست و زیبا
سلام
روزتون بخير و شادی
"لذت بردن"
از زندگی شبیهِ به اسلوموشِن
کردنِ لحظههاست
دوربینهای جدید میتونند
یه ثانیه رو تا چند ثانیه طولانی کنند
و ما اجزای اون لحظه ...
بیعشق هیچ فلسفهای در جهان نبود
احساس در “الهه ناز بنان” نبـود
بیشک اگر که خلق نمیشد “گناهِ عشق”
دیگر خدا به فکر “شب امتحان” نبود
بنشین رفیق، تا که کمی درد دل کنیم
اندازه تو هیــــچ کس مهربان نبود
اینجا تمــــام حنـــجرها لاف می زنند
هرگز کسی هر آنچه که میگفت، آن نبود
لیلا فقط به خاطر مجنون ستاره شد
زیرا شنیدهایم چنین و چنان نبود
حتی پرنده از بغل ما نمیگذشت
اغراق شاعرانه اگر بارِمان نبود
گشتم، نبود، نیست تو هم بیشتر نگرد
غیر از خودت که با غزلـــــم همزبان نبود
دیشب دوباره از تو چه پنهان دلم گرفت
با اینکه پای هیـچ زنی در میان نبود
