حواس خود را به طور کامل به کار بگیرید.
همان جایی که هستید، باشید.
به اطراف نگاه کنید.
فقط بنگرید، تعبیر و تفسیر نکنید.
نور، شکل ها، رنگ ها و بافت ها را ببینید.
نسبت به حضور بی صدای یکایک چیزها هشیار باشید.
نسبت به فضایی که امکان وجود چیزها را فراهم میآورد، هشیار باشید.
به صداها گوش دهید، آنها را داوری نکنید.
به سکوت پشت صداها ...
از همه آنچه داری استفاده کن.
هر آنچه را که برای آن تلاش کرده ای در روح تو جایگزین خواهد شد.
هیچ وقت میان بری پیدا نمی شود بسوی جائی که ارزش سفر را داشته باشد.
آغاز ها:
هرگز نترس برای فاصله هایی که میان آرزوها و رویاهایت با حقایق وجود دارد همانقدر که بتوانی رویایش را داشته باشی می توانی انجامش دهی.
در شروع هر کاری هرگز معلوم نیست...
قدیمی ها می گن مادر خونه مثل نخ تسبیح می مونه.
بودنش باعث می شه تمام دونه ها کنار هم جمع بشن.
تبیسح که توی دست حرکت می کنه دونه ها می چرخن و با تکونشون یه فاصله ای از هم می گیرن ولی باز می یان کنار هم... اصلا نمی تونن نیان...
یه مادری رو می شناسم که روز تولد دخترش، صبح زود به دامادش زنگ می زنه که تولد زنتو تبریک بگو!
همه از این مادرا می شناسن.
از اونا که به بهونه اینکه حالشون بده
مرد جوان فقیر و گرسنهای دلتنگ و افسرده روی پلی نشسته بود و گروهی از ماهی گیران را تماشا میکرد.
در حالی که به سبد پر از ماهی کنار آنها چشم دوخته بود، با خود گفت:
کاش من هم یک عالمه از این ماهی ها داشتم.
آن وقت آنها را میفروختم و لباس و غذا میخریدم.
یکی از ماهیگیران پاسخ داد:
اگر لطفی به من بکنی هر قدر ماهی بخواهی به تو میدهم.
این قلاب را نگه دار تا من به شهر بروم و به کارم برسم. ...
نمی دانم کجای جهانی
و در چه حس و حالی هستی
اما این را می دانم که مشکلت حل می شود
محکم باش
با قدرت، و لبخند بزن
بدان اینکار سطح انرژی ات را متفاوت می کند
لبخندت هدیه تو باشد
امروز به هر آنکس که دیدی
یک لبخند معرکه بزن و دائم بخوان
من روز خارق العاده ای در پیش دارم
اگر در شغلی هستی که دستت می رسد...
شب را ورق زدیم
صبح شد
پر شدیم از آفتاب
پر شدیم از نور
ولی انگار صبح همین امروز است؟
همین لحظه
همین چای
و همین لبخند است
سلام بامداد اولین روز از اولین هفته زندگی شما به کام، که زندگی نه گذشته است و نه آینده همین اکنون است.
امیدوارم امروز تون شروع اولین روز از بهترین اولین های شما باشد.
این روز بزرگ را با تشکر از خدای مهربان، که به ما زندگی عطا کرد تا عالی زندگی کنیم آغاز می کنیم با نام او.
پروردگارا
ﺑﺎﺑﺖِ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻭ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﯾﮏ ﻣﺠﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮ
در یکی از روستاها، آموزگار دبستانی به نام احمد در درس ریاضی به شاگردانش میگوید:
اگر در یک کاسه ۱۰ عدد توت فرنگی باشد، در پنج کاسه چند عدد توت فرنگی داریم؟
دانشآموزان:
آقا اجازه، توت فرنگی چیه؟
معلم:
شما نمیدانید توت فرنگی چیه؟
دانشآموزان:
ما تابحال توت فرنگی ندیدهایم.
معلم فکری به نظرش میرسد،..
خوشبخت بودیم اما هیچ وقت نتونستیم از کنار هم بودن لذت ببریم
چون باید پولامون رو پس انداز می کردیم واسه خرید خونه، همیشه هر چیزی رو که دوست داشتیم می گفتیم الان نه، الان باید خونه بخریم.
با هزار سختی و کُلی صرفه جویی کردن پولامون رو پس انداز کردیم، بالاخره موفق شدیم خونه رو خریدم.
از فردای اون روز به فکر این بودیم لوازم خونمون رو جدید کنیم.
گوشت و مرغ تو خونه همیشه باشه میوه های چند رنگ داشته باشیم.
با اومدن بچه به فکر این بودیم که بچمون لباساش خوب باشه، ...
چند نفری که در جستجوی آرامش و رضایت درون بودند.
نزد استادی رفتند و از او پرسیدند:
استاد شما همیشه یک لبخند روی لبت است و به نظر ما خیلی آرام و خشنود به نظر می رسی.
لطفا به ما بگو که راز خشنودی شما چیست؟
استاد گفت:
بسیار ساده است.
من زمانی که دراز می کشم، فقط دراز می کشم.
زمانی که راه می روم، ..
بیا دست به آسمان ببریم و کمی دعا کنیم
برای آرزوهایی که داریم، برای حالِ خوبی که آرزو داریم و برای دردهایی که برای کشیدنشان طاقتی نداریم.
بیا دعا کنیم که آسمانِ دلِ این مردم، میزبانِ رنگین کمانِ همدلی شود و لب هایشان همیشه بخندد، پروانه های اعتماد، روی گل های دوستی بنشینند و درختانِ تحول، جوانه بزنند.
دعا کنیم که آدم ها هر روز مهربان تر شوند و در مقابل تفاوت های هم، صبور تر.
بیا برای حالِ خوبِ جهان مان کمی دعا کنیم که خدا...
