چرخ گردون چه بِخندد چه نَخندد تو بِخند
مشکلی گر سر راه تو بِبندد تو بِخند
غصه ها فانی و باقی همه زنجیر به هم
گر دلت از ستم و غصه بِرنجد تو بِخند
زندگی همچون نیای تو خالیست.
در درون خالی و تهی است، ولی در عین حال ظرفیتی بینهایت برای نتهای خوش آوا دارد.
ولی همهاش بستگی به نوازنده دارد.
زندگی همانی میشود كه تو از آن میسازی، آفریده خود فرد است.
زندگی فقط یك فرصت است ....
ذهنتان را برنامه ریزی کنید
وقتی تصمیم گرفتید فردی بسیار بهره ور باشید، می توانید از مجموعه ای از تکنیک های برنامه ریزی شخصی استفاده کنید.
نخستین تکنیک این است که گفتگوی درونی خود را تغییر دهید.
۹۵ درصد از احساسات و اقدامات احتمالی شما به واسطه گفتگویی درونی که با خود دارید، تعیین می شوند.
مدام با خودتان تکرار کنید:
من بسیار منظم و بهره ور هستم
وقتی احساس می کنید کار زیادی بر سرتان ریخته است، کمی استراحت کنید و به خود بگویید:
من کاملا منظم و بسیار بهره ور هستم
بارها و بارها به خود تاکید....
با سلام به دوستان خوبم.
حتما شما هم در زندگی و اطرافیان خود افرادی را دیدید که در هر محفلی و در هر حالی که باشند در حال درخشش و جذب اطرافیان خود هستند.
اصلا انسان ها دوست دارند چند کلام با هاشون حرف بزنند، چند دقیقه کنارشون باشند و انرژی بگیرند.
این افراد هیچ تفاوتی با بقیه ندارند فقط یک سری از نکات ریز را رعایت می کنند.
نکاتی که بارعایت کردنش هر کدام از ما چونان جواهری خواهیم درخشید.
اما نکاتی که باید رعایت کنیم:
۱- روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش.
۲- حداقل سالی یکبار طلوع آفتاب را تماشا کن.
۳- برای فردایت ...
نمیدانم اولینبار چه کسی در گوش ما خواند که باید همیشه برنده باشیم، در واقع به ما آموختند که با برنده شدن چیزهای زیادی را به دست میآوریم، مثل محبت، تحسین، توجه، احترام و...
همین شد که ما ترسیدیم از باختن و به گمانم بازنده شدن ترسناک نیست.
آنجا ترسناک میشود که اراده دوباره بلند شدن را از دست میدهیم و خودمان را سرزنش میکنیم.
دروغ چرا، صادقانه میگویم که من بیشتر باختهام تا برنده شوم و با هربار باختن چیزهایی را از دست دادهام، آدمهایی را.... حالا که چهل و چند ساله هستم اما دیگر پذیرفتهام که این باختن٬...
ﭘﺴﺮ ﮔﺎﻧﺪﯼ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ:
ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﯾﮏ ﺭﻭﺯﻩﺍﯼ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺩﺍﺷﺖ، ﺍﺯ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﺮﺳﺎﻧﻢ.
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺳﺎﻧﺪﻡ، ﮔﻔﺖ:
ﺳﺎﻋﺖ پنج ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ ﻣﻨﺘﻈﺮﺕ ﻫﺴﺘﻢ.
ﻣﻦ ﺍﺯ ﻓﺮﺻﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻡ و ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺮﺩﻡ.
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﯿﺮﮔﺎﻩ ﺑﺮﺩﻡ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺭﻓﺘﻢ.
ﺳﺎﻋﺖ ۵:۳۰ ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭘﺪﺭ ﺑﺮﻭﻡ.
ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﺳﺎﻋﺖ ۶:۰۰ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﭘﺪﺭ ﺑﺎ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﭼﺮﺍ ﺩﯾﺮ ﮐﺮﺩﯼ؟
ﺑﺎ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺘﻢ:
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩ،...
روزتان مبارک آموزگاران من
با شما هستیم
همه آنهایی که به ما عشق داده اید
همه آنهایی که عشقتان را از ما دریغ کرده اید
همه آنهایی که با خنده هایتان دل هایمان را شاد کردید
همه کسانی که هنوز باعث گریستن ما می شوید
همه کسانی که سال ها برای کنار شما بودن جنگیده ایم
همه کسانی که سال ها برای ترک کردن
و راندن ما از خودتان سعی کرده اید
همه کسانی که دل هایمان را دو دستی ...
سلام بر تمامی انسان های مصلح و تمامی آموزگاران هستی که به ما راه زندگی را آموختند و به ما در زیستن در شادی و باز نمودن راه هایی زندگیِ برتر یاری رساندند.
سلام بر تمامی ایرانیان پاک سرشت که تمامی روزهای زندگی هم نوعان خویش را در سختی و تنگدستی و شادی نیکبختی همراه بودند و به جای تنگ نمودن عرصه زندگی بر تنگ دستان، با احتکار شادی و خوشی هر روز صبح بر سر هر راهی به همنوعان خود شادی و امید به زندگی و اخلاص هدیه کردند.
و سلام بر همه شما که در حال خواندن صفحات این محفل هستید که همه ذکات علمی است که روزی به من آموخته شده.
مثل هر بامداد شنبه با یاد پروردگار عالم و شکر نعمت هایش شروع می کنیم به امید هفته ای سرشار از
شادی و سلامتی و ثروت
الهی
ای نزدیک تر از ما به ما
به دلم دردی ست که تنها تو را درمانگر است
به جانم خواهشی ...
مي توانم آرامش را انتخاب کنم
هر گاه باور کنم که آرامش ذهن من به رفتار اشخاص يا چگونگي وقوع رويدادهاي بيروني بستگي دارد پيوسته آشفته خواهم بود.
بايد به ياد آورم بي توجه به رويدادهاي بيروني هر لحظه مي توانم آرامش درون را انتخاب کنم.
امروز مي توانم احساساتم را نسبت به خود و مردم و جهان برگزينم.
جسمت را دوست بدار
جسم خود را دوست خويش ببين به ياد داشته باش که ذهن بر جسم تسلط دارد...
گویند:
روزی مولانا، شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد.
شمس به خانه جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید:
آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟
مولانا حیرت زده پرسید:
مگر تو شراب خوار هستی؟
شمس پاسخ داد:
بلی
مولانا:
ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم.
حال که فهمیدی ...
چارلی چاپلین می گوید:
آموخته ام که
با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه
رختخواب خريد ولي خواب نه
ساعت خريد ولي زمان نه
مي توان مقام خريد ولي احترام نه
مي توان کتاب خريد ولي دانش نه
دارو خريد ولي سلامتي نه
خانه خريد ولي ...
